نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲ الهامی کرمانشاهی

الهامی کرمانشاهی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

این تف عشق که اندر جگر زار من است

باد افزون که دوای دل بیمار من است

کوهکن کوه اگر از غم شیرین می کند

کندن جان به جهان از غم تو کار من است

سرخی روی شفق تیرگی چهره ی شب

ز اشک گلگون من [و] آه سیه سار من است

ناله ام نغمه ی عشق است و دلم مرغ سحر

سرو من قامت تو روی تو گلزار من است

بعد این سرّ غمت را نکنم فاش به دل

دل دیوانه کجا محرم اسرار من است؟

پرده از خون جگر بر در دل باید بست

تا نداند ز پس پرده که غمخوار من است

واجب آن است که با تیغ سکوتش ببریم

که زبان با تو ...ار من است

غم نه، گر خلق جهان دشمن جانم گردند

تا غم عشق تو ای دوست هوادار من است

از وجودم نگذارد اثری الهامی

این تف عشق که اندر جگر زار من است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عمیق عشق و غم ناشی از آن می‌پردازد. شاعر با احساسی عمیق از درد و عشق، وضعیت خود را توصیف می‌کند. عشق، همچون آتش در دل او می‌سوزد و او را دچار رنج و اندوه کرده است. در عین حال، عشق به محبوبش، دلیلی برای ادامه زندگی‌اش است. او از ناله‌ها و اشک‌هایش می‌گوید که نشان‌دهنده‌ی عشق و درد درونی‌اش است. شاعر تأکید می‌کند که غم عشقش را نمی‌تواند با دیگران در میان بگذارد و به نوعی در راز خود باقی می‌ماند. عشق او با وجود همه غم‌ها به عنوان یک نیروی الهام‌بخش در زندگی‌اش باقی می‌ماند.