نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ الهامی کرمانشاهی

الهامی کرمانشاهی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)

از بتان یار مرا انباز می‌خواهی ندارد

در جهان ماهی چو او طناز می‌خواهی ندارد

راز او را کرده‌ام پنهان من اندر پردهٔ دل

از زبانم گر خبر زان راز می‌خواهی ندارد

من نیاز آوردم او را او ز من بنمود روی

ساده می‌باشد بت من ناز می‌خواهی ندارد

ای دل مفتون مخور هرگز فریب چشم مستش

گر وفا از ترک تیرانداز می‌خواهی ندارد

آشنایی گفتمت ای دل مکن با مار زلفش

دوستی از عقرب اهواز می‌خواهی ندارد

تو نه ای محرم ز الهامی مجوی اسرار او را

از سر ببریده گر آواز می‌خواهی ندارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و جذابیت یک معشوق سخن می‌گوید که هیچ شبیه و همتایی در جهان ندارد. او راز عشق به این معشوق را در دل پنهان کرده است و می‌گوید که حتی اگر کسی بخواهد از او بپرسد، جوابی نخواهد یافت. شاعر به دل خود هشدار می‌دهد که فریب زیبایی و چشم مست معشوق را نخورد، زیرا وفای واقعی در این عشق وجود ندارد. او همچنین اشاره می‌کند که دوستی با این معشوق خطرناک است و دل‌باختگی به او تنها دردسر خواهد آورد. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که فهم و درک اسرار این عشق، برای کسانی که محرم نیستند، غیرممکن است.