شمارهٔ ۵ - در مناجات گوید الهامی کرمانشاهی
الهامی کرمانشاهی / گزیدهٔ منظومهٔ «حسن منظر» / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ای شورش عشق از تو شوری
مهر و مه و انجم از تو نوری
منظور تویی ز عشق ما را
نی منظر حسن آن دلارا
زین نامه که هست دفتر حسن
نامی است به نام منظر حسن
مقصود تویی تو دیگری نیست
جز حسن تو حسن منظری نیست
بر حسن و به عشق اگر نیایش
آرم به تو کرده ام ستایش
یارب ز شراب عشق جامم
لبریز کن و برآر کامم
از عشق خودم ببخش شوری
در دیده ی دل فروز نوری
مستم ز می وصال فرمای
و آن گاه درم ز هجر بگشای
شوری به دل از محبت انگیز
کن بیخودم و ز خویش لبریز
از ما و منی رهاییم ده
پس با خودت آشناییم ده
شوریده سر از محبتم کن
دل زنده ز مهر عترتم کن
من روسیه و گناهکارم
لیک از کرمت امیدوارم
از فعل بد ای خدای ذوالمن
ابلیس کناره جوید از من
گر از گنهم سترگ تر نیست
از رحمت تو بزرگتر نیست
تو خویش مرا چو آفریدی
در ذات من آنچه بود دیدی
آگاه بدی ز خوب و زشتم
کز اهل حرم و یا کنشتم
علم تو نه علت فعالم
من خویش به خویش بدسگالم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و شوری است که از آن ناشی میشود. شاعر با واژههای زیبا از عشق و زیبایی یار سخن میگوید و به اهمیت و مقام عشق اشاره میکند. او به خدایی پناه میبرد و از او میخواهد تا دلش را از شراب عشق لبریز کند و او را از هجر و دوری رهایی بخشد. شاعر همچنین به گناهکاری و معصیتهای خود اعتراف میکند و امیدش به رحمت خداوند را ابراز میکند. او از خدا میخواهد که او را از شر گناه و بدیها دور کند و به او آگاهی و بصیرت عنایت کند. در نهایت، شعر به تمایل شاعر به رهایی از خود و نزدیکی به محبوب واقعی اشاره دارد.