نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲۳ - آمدن سی و دو سوار از لشگر مخالف در شب عاشورا به یاری امام(ع) الهامی کرمانشاهی

الهامی کرمانشاهی / خیابان اول / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

گهی با خداوند خو راز راند

گهی نیز قرآن به آواز خواند

چو شد صوت قرآن آن شه بلند

سی و دو سرافراز پیروزمند

زلشگرگه دیو ناپاک هوش

بدان صوت دلکش نهادند گوش

تو گفتی که از عرش برزد ندا

بدان پاکزادان جهانبان خدا

غریوان همه سوی را ه آمدند

به نزدیک خرگاه شاه آمدند

ابوالفضل نام آور ارجمند

به گوش آمدش بانگ سم سمند

برفت و بدید و بگفتا: که اید؟

دراین پهن هامون برای چه اید؟

بگفتند: کای داور سرفراز

به دیدار شاه است مارا نیاز

که تا در رهش جانسپاری کنیم

خدا را در این کار یاری کنیم

ازآنرو کز این لشگر نابکار

ندیدیم جز رامش و رود کار

ولی از سپاه شه دین به گوش

نیاید به جز صوت قرآن خروش

از آن مان درست آمد ای نامجوی

که حق با حسین است و یاران اوی

بمانید گفتا درین جایگاه

که گویم پیام شما را به شاه

برفت و به شه گفت و فرمود شاه

بگو تا درآیند در پیشگاه

که بامن مرا این فرقه ی حق پرست

ببستند پیمان به روز الست

ولیکن پیاده بدین سو همه

خرامند آهسته بین همهمه

کنند آن دلیران با داد و برد

برون از تن خویش ساز نبرد

که ترسم حریمم هراسان شوند

ز خواب اندر آیند و ترسان شوند

سپهبد پیام شه راستین

چو گفتا بدان نامداران دین

پیاده روان سوی شاه آمدند

همه با لبی عذرخواه آمدند

پذیرفتشان شاه یزدانشناس

بدان کارشان خواند لختی سپاس

همه باز ماندند درآن سپاه

که تا جان نمودند قربان شاه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن دربارهٔ یک ملاقات روحانی و دلنشین است که در آن فرماندهان و یاران حسین (ع) به نزد شاه می‌آیند. در اینجا، شاه صدای قرآن را می‌شنود و تحت تأثیر آن قرار می‌گیرد. یاران حسین (ع) به او اعلام می‌کنند که برای یاری او آمده‌اند و از بی‌خودان و بی‌عملی لشکر ناپاک شکایت می‌کنند. آن‌ها به نزد شاه می‌آیند تا به او اعلام کنند که خود را برای قربانی کردن جانشان در راه خدا آماده کرده‌اند. شاه نسبت به این دیدار قدردانی می‌کند و به آن‌ها تأکید می‌کند که بی‌دلیل و آرام به سوی او نیایند و فقط دلیران واقعی در برابر او حاضر شوند. این تبادل نشان‌دهندهٔ اهمیت ایمان و ایثار در راه حقیقت است و یاران حسین (ع) بر پیمان خود با خدا تأکید می‌کنند. در پایان، یاران حسین (ع) با عشق و ارادت نسبت به شاه، آماده‌اند تا جان خود را فدای وی و هدف او کنند.