نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۳ - خبردار شدن یزید از مرگ معاویه وآمدنش به شام و به تخت نشستن آن ملعون ابتر بعد از پدر الهامی کرمانشاهی

الهامی کرمانشاهی / خیابان اول / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

چو آگاه شد زود بسپرد راه

به شام آمد وکرد جا بربه گاه

همه شامیانش به در تاختند

نوا سوگوارانه افراختند

مراو را به مرگ پدر تعزیت

بگفتند و برسلطنت تهنیت

چو بگذشت چندی از آن کارباز

یکی بزم دارای نو کرد ساز

نمود از بدن جامه ی سوک دور

یکی هفته می داشت برپای سور

ازآن پس به هرشهری وکشوری

امیری فرستاد با لشگری

ابر جای مروان به حکم یزید

به یثرب زمین، حکمران شد ولید

از آن پس که فرمانده ی نو چمید

سوی یثرب و در سرا آرمید

به دست یکی رهرو تیز گام

رسیدش یکی نامه از شاه شام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

پس از آگاهی از خبر مرگ پدر، شخصی به شام رفت و به یک مکان مشخصی جا گرفت. مردم شام برای او سوگواری کرده و به او تسلیت گفتند و همچنین بر سلطنت او تبریک گفتند. بعد از مدتی، او جشنی ترتیب داد و مراسم سوگواری را به پایان رساند. پس از آن، به هر شهری و کشوری امیری با لشکر فرستاد. ولید به عنوان حکمران یثرب منصوب شد و به این شهر آمد. سپس نامه‌ای از شاه شام به او رسید.