نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۶ - برانگیختن مروان حکم ولید را در بیعت از امام و رفتن آنحضرت ازآنجا به خشم الهامی کرمانشاهی

الهامی کرمانشاهی / خیابان اول / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

بدو گفت کاین کرده نبود پسند

به دهر اندر از بخرد هوشمند

همین شب یکی گفت من در پذیر

ازاین مرد پیمان بیعت بگیر

چو برخیزد از جایگاه نشست

تو را با حسین علی نیست دست

تودانی که او زاده ی حیدر است

چو فرخ پدر ضیغم داور است

چو از دست ما گردد امشب رها

بتابد سراز رزم او اژدها

اگر من به جای تو می بودمی

ازین گونه گفتار نشنودمی

مر او را به بیعت درآوردمی

ویا سر به تیغش جدا کردمی

برازنده ی فر پیغمبری

خداوند سر پنجه ی حیدر ی

زمروان چواین گفتش آمد به گوش

بدان مرد بی باک برزد خویش

که هان ای بد اندیش مرد پلید

تو خواهی مرا سرزپیکر برید؟

ویا این امیری که دراین دیار

به حکم یزید است فرمانگذار؟

تورا نیست یارا و این مرد را

که با من سگالید ناورد را

چو رخ زو بتابید گفت:ای ولید

نه ماییم آل رسول (ص) مجید؟

خلافت زیزدان سزاوار ماست

بزرگی و دین پروری کار ماست

علی جانشین نبی بود و بس

پس از وی نبد جز حسن هیچ کس

چو فرخ برادرم بربست رخت

منم درخلافت سزاوار تخت

نه آن زشت بدخو یزید پلید

کزو شوم تر چشم گردون ندید

که کارش نه غیر از قمار و شراب

به خونریزی اهل دین درشتاب

چنین کس که گشته ازو دین تباه

زمن پیروی کردن او مخواه

مجوی از خداوند دین بنده گی

نه زیبد زداور سرافکنده گی

بگفت این و یازنده بالا فراشت

قدم درسرای ولایت گذاشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، شخصی نگران است که به زودی حسین (علیه‌السلام) از جایگاه خود برخیزد و موضوع بیعت با او را بررسی کند. او به دیگران هشدار می‌دهد که حسین پسر حیدر (علی) و بزرگ‌ترین پسر پیامبر است و اگر او آزاد شود، مانند اژدهایی به نبرد خواهد پرداخت. سپس می‌گوید اگر خود او جای آن شخص بود، از بیعت حسین امتناع نمی‌کرد و او را برای بیعت می‌برد. به تندی به یزید و حکومت او حمله می‌کند و می‌گوید که او شایسته خلافت نیست و تنها فرزندان علی (ع) لایق این مقام هستند. او به زشتی کردار یزید و فساد او اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که پیروی از او موجب تباهی دین است. در پایان، شخص با شجاعت قدم به سرای حکومت می‌گذارد.