نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۰ - آمدن گروه ملایکه به خدمت امام(ع)به یاری آن بزرگوار الهامی کرمانشاهی

الهامی کرمانشاهی / خیابان اول / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

چو از شهر یثرب شه تاجدار

برون آمد و ناشده رهسپار

ز فرخ سروشان چرخ برین

گروهی چمیدند سوی زمین

به دست ایزدی دشنه ها استوار

به پرنده اسبان مینو سوار

درفش خدایی برافراشته

به فرمان شه دیده بگماشته

رسیدند چون نزد شاه حجاز

به پوزش ببردند لختی نماز

بگفتند کای یافته برسپهر

زسم سمندت به سر تاج مهر

پی یاری ات زآسمان آمدیم

به فرخنده موکب چمان آمدیم

نبی را به پیکار چندی درا

پرستار بودیم و یاری گرا

کنون گر پذیری تو را یاوریم

همه زانچه فرمان دهی نگذریم

به پاسخ به ایشان بفرمود شاه

که ما را بود کربلا وعده گاه

شما از زمین سوی گردون روید

همه بر به جای خود اندر شوید

به سربر مرا سایه ی زینهار

بس از بخشش پاک پروردگار

سروشان به فرمان آن تاجور

به گردون پریدند بار دگر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، از خروج شاه یثرب به همراه گروهی از فرشتگان و سواری‌ها به سوی کربلا سخن گفته می‌شود. آنان با دشنه‌هایی در دست و با درفش خدایی برافراشته به نزد شاه حجاز می‌روند و از او درخواست یاری می‌کنند. شاه نیز با اشاره به کربلا به آنان می‌گوید که باید به سمت آنجا بروند و از آنها می‌خواهد که به جای خود بازگردند. در نهایت، فرشتگان به فرمان شاه به آسمان می‌روند. این اثر به نوعی به اهمیت کربلا و آماده‌سازی برای آن اشاره دارد.