نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۹۴ - رسیدن امام علیه السلام به منزل ذباله و رسیدن خبر شهادت عبدالله بن یقطر الهامی کرمانشاهی

الهامی کرمانشاهی / خیابان اول / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

به پوزش به شه لختی نماز

وز آن پس به نرمی چنین راند راز

که عبدالله یقطر نامدار

زکین بد اندیش شد کشته زار

بگفت این و دستوری از شاه یافت

چو باد بزان سوی هامون شتافت

چو او رفت فرمانروای زمن

همه یاوران را نمود انجمن

وزان پس بدیشان چنین راز گفت

بد انسان که نزدیک و دورش شنفت

که عبدالله یقطر اندر عراق

بشد کشته از جور اهل نفاق

کنون نغز گفتار من بشنوید

خرد گرد آرید و آگه شوید

هر آنکس که با من بپیمود راه

شود کشته درکربلا بی گناه

ز مردان به جز سید الساجدین

نماند تنی زنده در آن زمین

هر آنکس که با اندیشد از جان خویش

بگیرد ره خانه ی خویش – پیش

رود تا به گرداب رنج و بلا

نیفتد چو من درصف کربلا

شنیدند از شاه چون این سخن

پراکنده گشتند آن انجمن

گروهی که بودند دنیا پرست

کشیدند از یاری شاه دست

نماندند برجا – ز یاران او

به جز اندک از جان نثاران او

که بودند از هاشمی زاده گان

همان راد مردان و آزاده گان

و دیگر تنی در شماره هزار

بماندند درموکب شهریار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، اشاره به داستان عبدالله یقطر و وقوع حادثه‌ای دردناک در کربلا است. عبدالله یقطر به خاطر توطئه‌های اهل نفاق کشته می‌شود و پادشاه از آن واقعه شگفت‌زده شده و به یاران خود خبر می‌دهد که اگر کسی با او در پیمودن راه باشد، ممکن است بی‌گناه کشته شود. او به یارانش هشدار می‌دهد که تنها سید الساجدین در کربلا زنده می‌ماند و بقیه کشته خواهند شد. این سخنان باعث می‌شود که برخی از یاران پادشاه، به خاطر دغدغه جان، از او دور شوند و تنها چند نفر با او باقی بمانند. این متن نشان‌دهنده تنهایی و مصیبت یاران واقعی در شرایط سخت است.