نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۲ - ذکر مبارزت وشهادت جعفر و عبدالرحمن و موسی وعلی پسران عقیل بن ابیطالب علیه السلام الهامی کرمانشاهی

الهامی کرمانشاهی / خیابان دوم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

چوفرخ گهر جعفر بن عقیل

بدید آن که پور برادر قتیل

زخشم آمدش دل چو دریابه جوش

زداغ برادر پسر زد خروش

به فرمان شه سوی پیگار تاخت

همه رزمگه پر تن کشته ساخت

سوار و پیاده بسی کرد پست

سپس خود هم ازاین جهان رخت بست

برادر یکی عبدرحمن به نام

بد اورا که بر چرخ گردی لگام

پس از وی به خونخواهی آمد برون

همی تیغ و بازو نمود آزمون

از آن ناکسان چون گروهی بکشت

خود افتاد از پا ز زخم درشت

دوکوشنده شیراز کنام یلی

یکی بود موسی و دیگر علی

که بدشان عقیل سرافراز باب

نمودند در جنگ جستن شتاب

چو کردند رنگین به خون تیغ و چنگ

به گیتی نکردند لختی درنگ

شتابان برفتند سوی بهشت

زبیداد آن لشگر بدسرشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، داستان انتقام‌جویی و جنگ میان دو گروه روایت می‌شود. چوفرخ، برادر قتیل، از شدت خشم به جنگ می‌رود و در میدان نبرد، دشمنان را یکی پس از دیگری می‌کشد. برادرش، عبدرحمن، نیز به خونخواهی او به میدان می‌آید و جنگی خونین به‌پا می‌کند. در این نبرد، دو مبارز به نام‌های موسی و علی نیز شرکت دارند و در نهایت، پس از کشتن بسیاری از دشمنان، به سرنوشت شومی دچار می‌شوند. در پایان، این جنگ به‌دلیل رفتار زشت لشگریان به نتیجه‌ای خوب نمی‌انجامد و همه در جنگ می‌میرند.