بخش ۹۱ - رفتن ح علی اکبر علیه السلام به وداع اهل حرم الهامی کرمانشاهی
الهامی کرمانشاهی / خیابان دوم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
چو زو بانوان آگهی یافتند
به دیدار آن ماه بشتافتند
گرفتند گردش همه مویه ساز
سوی خیمه بردند با خویش باز
یکی رخ به چهر دلاراش سود
یکی چشم خود زار بر پاش سود
چو زینب برآن روی و مو بنگرید
همه روی و موی پیمبر (ص) بدید
بگفت ای نبی و علی را همال
بیازنده بالا و فرخ جمال
چسان سوی پرده سرا آمدی
همانا به بدرود ما آمدی
ز فرخ گهر هاشمی زاده گان
وزان نامداران و آزاده گان
در این دشت کین جزتو برجانماند
درین باغ که سرو بالا نماند
زباد ستم اندرین کارزار
نهال علی گشت بی برگ وبار
تواز مرگ خود ای برومند شاخ
مکن تنگ برما جهان فراخ
بدو پاسخ آورد شهزاده باز
که ای بانوی بانوان حجاز
به دستوری دادگر شهریار
نمودستم اندیشه ی کار زار
مرا عشق او می برد بی دریغ
بدینسان بر زخم پیکان و تیغ
ندیدی که یاران فرخنده شاه
چه کردند در پهنه ی رزمگاه
پدر را – پسر – یارو غمخوار به
به پیکار دشمن مددکار به
نبینی برادرت تنها سوار
ستاده ست در پهنه ی کارزار
سپاهی ابا نیزه ی تن گداز
به رزمش چو گرگان دهن کرده باز
تو نک می پسندی که برشاه چیر
شود خصم و من بنگرم خیر خیر
بسی کرده با عمه زینگونه یاد
به شیرین زبانی شکیبش بداد
چو از گفتگو گشت زینب خموش
برآورد لیلا چو مجنون خروش
ز غم دست برسر زد وکند موی
به زیبا جوان خود آورد روی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، بانوان پس از آگاهی از وضعیت پیامبر و اهل بیت به سوی آنها میروند و در کنار خیمهاش میگریند. زینب در این حال چهره پیامبر و امام علی را به یاد میآورد و از او میخواهد که به خاطر آنها به این ملاقات آمده است. او از زمان جنگ و کشتاری که در دشت اتفاق افتاده و از بین رفتن آرزوها و امیدها میگوید و به مرگ نزدیکان اشاره میکند. پیامبر به زینب جواب میدهد که به خاطر فرمان خدا و عشق به او در این میدان جنگ است و از حوادث رزمگاه و همیاری کسانش با یکدیگر سخن میگوید. در این بین، لیلا نیز به شدت غمگین میشود و از درد و عزا بر سر خود میزند. این شعر احساسات عمیق غم و وفاداری به خانواده پیامبر را به تصویر میکشد.