نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۹۵ - به میدان رفتن ح – علی اکبر علیه السلام الهامی کرمانشاهی

الهامی کرمانشاهی / خیابان دوم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

چه شهزاده؟روی خداروی او

کمند دل باب گیسوی او

تو گفتی که در پهنه ی کارزار

فرود آمد از عرش پروردگار

به لشگر بتابید نورش ز دور

چو سیمای یزدان به سینای طور

زفر فروزان اوشد زمین

پر از کبریای رسول امین

زبازوی او نیروی کردگار

عیان بود چون دست پروردگار

چو آمد به میدان عنان درکشید

شد از قامت او قیامت پدید

سپه چون بدیدند آن روی وموی

همان قامت و پیکر نامجوی

بگفتند مانا رسول (ص) است این

که بنهاده روسوی میدان کین

پراکنده شد لشگر بی شمار

که ما را به رزم پیمبر (ص) چه کار؟

بگفتند با ابن سعد آن سپاه

که ازما دگر جنگ کردن مخواه

ندانی که در رزمگاه آمده است

پیمبر (ص) به جنگ سپاه آمده است

همانا چو تنهایی پور دید

ز مینو پی یاری او چمید

نجوییم مابا پیمبر (ص) ستیز

بریزد اگر خونمان تیغ تیز

بگفت آن بد اندیش کاین نامدار

که رو کرده زی پهنه ی کارزار

پیمبر (ص) نه پورشه نینواست

سراپا شبیه رسول (ص) خداست

به بابش چنان کار گردیده تنگ

که او را روان کرده ازبهر جنگ

بگیرید گردش دراین کارزار

پدر را به داغش نشانید زار

وز آن سوی شهزاده برزد خروش

که ای بد سگالان تاریک هوش

بگویم که ام من علی اکبرم (ع)

به دیدار وبالا چو پیغمبرم (ص)

جوان حسینم روان حسن (ع)

نبی جد وزهرا بودمام من

به دیدار ماه جوانان منم

روان علی خفته در جوشنم

منم بحر توحید و غرق وصال

از آن یافتم این جلال و جمال

منم آنکه خاکم به مردی سرشت

دلیری چو من پای برزین بهشت

زنم تیغ در یاری باب خویش

نترسم ازین لشگر کفر کیش

بدان خانه کان جای فیض خداست

که جای پیمبر (ص) سزاوار ماست

به یزدان که پورزن زشتکار

نخواهد به ما گشت فرمانگذار

اگرهست مردی درآید به جنگ

ببیند زمن حیدری تیغ و چنگ

به میدان فرزند دلبند شاه

نیامد یکی مرد از آن سپاه

چو این دید نوباوه ی بوتراب

بیفشرد پای یلی در رکاب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به معرفی شخصیت و مقام علی اکبر (ع)، پسر حسین بن علی (ع) در میدان نبرد اشاره دارد. در این شعر، علی اکبر به عنوان جوانی شجاع و دلیر توصیف شده که به میدان جنگ می‌آید تا از پدرش حسین (ع) دفاع کند. او خود را به پیامبر اسلام (ص) شبیه می‌داند و بر این باور است که در برابر لشگر دشمن هیچ ترسی ندارد. علی اکبر با اشاره به ویژگی‌های خود و جایگاهش به عنوان فرزند حسین (ع) و نوه پیامبر (ص)، حاضر به مبارزه است و از کفر و دشمنی هراسی ندارد. لشگر دشمن که از چهره‌ی او می‌ترسند، می‌فهمند که توانایی مقابله با او را ندارند و در نهایت از جنگ با او فراری می‌شوند. شعر به زیبایی شجاعت و فداکاری علی اکبر (ع) را در دفاع از حق و حقیقت به تصویر می‌کشد.