نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۱ - حمله ی دوم پسر شیر کردگار بر آن گروه روبه کردار الهامی کرمانشاهی

الهامی کرمانشاهی / خیابان سوم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

نیامد چو دیگر کسی رزمجوی

شهنشه به قلب سپه کرد روی

دگر باره شور قیامت بخاست

غو الحذر از سپه گشت راست

بدیشان زهر جوهر ذوالفقار

عیان شد یکی دوزخی شعله بار

سر و خود مردان پرخاشجوی

به زیر سم باره غلطان چو گوی

ز بس ریخت بر روی هم کشته ها

زمین گشت از کشته ها پشته ها

چنان گرد بگرفت روی هوا

که کردی ره گوش را گم نوا

تن جنگیان زیر رخت نبرد

بلرزید چون شاخ از باد سرد

پدر دل ببرید از مهر پور

تن نامداران همی جست گور

به هر سو که می کرد آهنگ شاه

بجستی سوار از پیاده پناه

عمر و برخروشید و گفتا: زنید

زهر سو بدو تیغ و خنجر نهید

که او یک تن است و شما بی شمار

به یکدم برآرید از وی دمار

زهر سو به شه گشت پران خدنگ

برو جوشنش گشت یاقوت رنگ

نکرد ایچ پروا زشمشیر و تیر

همی راند برخونشان بادگیر

ز نیروی آن شاه یزدان پرست

دگر باره آمد بدیشان شکست

پراکنده گشتند یکسر به دشت

شهنشاه بر جای خود بازگشت

بن نیزه را کوفت برچشم خاک

برآن تکیه زد با تنی چاک چاک

ز پر خدنگ آن شه بی همال

تو گفتی عقابی است پر پر وبال

چو دوناودان از دو چشم رکاب

همی ریخت خونش به روی تراب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این بخش از داستان، شاهنشاه به میدان جنگ می‌آید و تنها در برابر سپاه دشمن قرار می‌گیرد. او به شدت مبارزه می‌کند و با قدرت و شجاعت خود، دشمنان را به هراس و فرار وادار می‌کند. در این جنگ، کشته‌ها به حدی زیاد می‌شوند که زمین پر از پیکرهای بیجان می‌شود و آسمان نیز به خاطر گرد و غبار جنگ تاریک می‌شود. شاه با نیروی فوق‌العاده‌اش آنچنان می‌جنگد که دشمنان را به عقب می‌راند و خود از محل نبرد بازمی‌گردد. در انتها، او با زخم‌های فراوان و پرچمی از عزم و اراده، بر روی خاک تکیه می‌زند.