بخش ۷۲ - دفن نمودن بنی اسد الهامی کرمانشاهی
الهامی کرمانشاهی / خیابان سوم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
وز انسو سه روز و دو شب جسم شاه
بد افتاده برخاک آوردگاه
دراین کار حق را چنین بود راز
که بر جسم شه خوانده آید نماز
نخستین خداوند بر وی درود
فرستاد و زان پس بیامد فرود
همه روح پاکان و پیغمبران
سروشان و فرخنده فر رهبران
بخواندند هر یک ز روی نیاز
بدان کشتگان پر از خون نماز
چو آمد سیم روز یزدان فرد
برانگیخت بر دفن شه، چند مرد
که بود اندر آن دشت بنگاهشان
نژاد اسد خواند آگاهشان
برفتند دل ها پراز ترس و باک
که پوشند آن کشته گان را به خاک
درآن کار سرگشته شد رایشان
که پیدا نبد کشته گان را نشان
در اندیشه آن مردم نیکنام
که مهتر کدام است و کهتر کدام
به ناگه بیامد در آن سرزمین
به نیروی حق سیدالساجدین (ع)
درآن کارشان رهنما گشت و یار
وزان پس نهان گشت آن شهریار
کنون سوی کوفه فرادار گوش
نگر کز چه شد سوی گردون خروش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، به ماجرای کشته شدن شاه صحبت میشود که سه روز و دو شب بر زمین افتاده است. در این زمان، خداوند به او درود میفرستد و روح پاکان و پیامبران برای او نماز میخوانند. در روز سوم، گروهی به خاکسپاری او میپردازند، اما به دلیل ترس و عدم شناخت نشانهها، در انتخاب و مشخص کردن جسد با مشکل مواجه میشوند. در این شرایط، سیدالساجدین (علیهالسلام) با نیروی الهی به کمک آنها میآید و راهنمایی میکند. در نهایت، او به یاری آنها میشتابد و پس از آن، شاه ناپدید میشود. داستان به تحولات و غمهای مردم در این واقعه مهم اشاره دارد.