نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۶ - کشتن ابراهیم چهارصد و بیست نفر از قاتلان امام مظلوم را الهامی کرمانشاهی

الهامی کرمانشاهی / خیابان چهارم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

به مقدار فرسنگی ازکوفه دور

بود معدن رامش و جای سور

کنون هفت روز و شب اندرگذشت

که جای بداندیش و بیگانه گشت

وزان بد سگالان دور از خرد

بود بیست افزونتر از چارصد

همه قاتلان امام انام

همه زاده گان از نژاد حرام

بخواهند شد سوی مصعب همه

تو دانی کنون ای شبان رمه

شنید این چو زو مهتر پاکزاد

یکی خلعت شاهوارش بداد

بفرمود زان پس براهیم را

که بردار مردان بی بیم را

برو سوی آن باغ کاین کار تست

دل شیر، ترسان ز پیکار تست

اگر صد اگر پانصد، ار هزار؟

سرآور به شمشیرشان روزگار

سپهبد به زین برشد و باره تاخت

به همره سواران به زین برنشناخت

بدان باغ بشکفته قهرش وزان

گذر کرد چون تند باد خزان

یلان را بفرمود: کایدر نهید

بداندیش را تیغ بر سر نهید

نماند ای اینان تنی زنده جان

که یابید مزد نکو جاودان

دلیران بدان فرقه تیغ آختند

مرآن باغ از ایشان تهی ساختند

سرانشان زده برسنان بلند

سوی کوفه راندند تازان سمند

نبشه به طومار شد نامشان

چنین کیفر آمد به فرجامشان

سپهبد چو آمد سوی بارگاه

بدو آفرین کرد کشور پناه

چو آسود مختار زین داوری

بشد هفته ای چند ازان اسپری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در متنی که خلاصه می‌شود، به فاصله‌ای از کوفه، محلی برای شور و جشن وجود داشت. بعد از گذشت هفت روز و شب، آنجا به مکانی نامناسب و بیگانه تبدیل شد. در آنجا، افرادی که قاتل امام حسین بودند، جمع شدند. فرمانده‌ای به نام ابراهیم به جنگجویانش دستور داد تا به آن محل بروند و دشمنان را از بین ببرند. آنها با شجاعت حمله کردند و پیروز شدند، به طوری که همه دشمنان را کشتند و سرانشان را به سمت کوفه راندند. نام آنها در تاریخ ثبت شد و مختار بعد از این پیروزی هفته‌ها آسوده خاطر بود.