بخش ۵۱ - کشتن مختار عمرو و ابن صبیح الهامی کرمانشاهی
الهامی کرمانشاهی / خیابان چهارم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
که بد آن بد اختر هم از دشمنان
بدندی به فرمانش سنگ افکنان
نمودندی آن فرقه ی تیره بخت
به دارای دین سنگباران سخت
شبانگاه خیره دل و تیره رای
بدی عمرو خفته به بام سرای
در آن شب غلامان میر اجل
به سرتاختندش چو پیک اجل
فکندندش از پا به زخم سنان
به دوزخ بگرداند ریمن عنان
از آن پس به هر خانه و برزنی
که جست از شهنشاه دین دشمنی
گرفت و سرافکند و بردار کرد
تن بی روانشان نگونسار کرد
همان خانمانشان به آتش بسوخت
رخ دین زکردار خود برفروخت
چو این داستان اندر آمد به بن
ز رزم براهیم بشنو سخن
که با پور مرجانه آن شیر مرد
چه کرد او چو شد با سپه هم نبرد
خدایا ببخشای مزد نکوی
به فرخ براهیم آزاده خوی
که او نیز در راه دین رنج برد
زمین را ز آل امیه سترد
زما کردگار جهان را سپاس
چنان کایدر از مرد یزدان شناس
جهان آفرین اوست، ما بنده گان
به یکتایی او را پرستنده گان
ازو جست باید همی زینهار
وزو بود بیاد همی ترس کار
بباید همی در سخن گستری
نخستین به نامش ستایش گری
از آن پس درود آوری بی کران
به روش روان، پاک پیغمبران
به ویژه شهنشاه یثرب زمین
جهان را امان و خدا را امین
خداوند این احد تاجدار
همایون فرستاده ی کردگار
خدا نیست لیکن جهان آفرین
بود از خداوند جهان آفرین
برآن شاه و بر آل پاکش درود
رسد هر دم از پاک یزدان درود
به ویژه علی آنکه جز او نبود
هال نبی زیر چرخ کبود
ز حق باد بر پیروانش سلام
همی تا نماید قیامت قیام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره نبردهایی است که در آن زمان میان مؤمنان و دشمنان دین اتفاق میافتد. در آن، از بدبختی کاروانی که تحت فرمان دشمنان قرار داشتند و به سنگباران دچار شدند، صحبت میشود. در شب، غلامان مرگ به سراغ یکی از مخالفان میروند و او را به قتل میرسانند. پس از آن، عذاب و ویرانی برای دشمنان دین به همراه دارد. داستان به شخصی به نام براهیم اشاره دارد که در راه دین زحمت کشید و موفق شد رژیم آل امیه را سرنگون کند. در ادامه، از خداوند سپاسگزاری میشود و بر این اعتقاد تأکید میشود که باید همیشه نام خداوند را بر زبان داشته و به پیشوایان دین احترام گذاشت، به ویژه پیامبر و اهل بیت او. در نهایت به دعا برای پیروان دین و سلام بر آنها اشاره میشود.