بخش ۵۶ - کشته شدن حصین پلید به دست شریک تغلبی الهامی کرمانشاهی
الهامی کرمانشاهی / خیابان چهارم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
هماورد جست از سپاه عراق
که نفرین ز یزدان بدان پر نفاق
یکی تغلبی مرد، کش نام نیک
به خردی زمام و پدر شد شریک
هیون تاخت بهر نبرد حصین
برآویخت با دشمن شاه دین
بزد نیزه بر گردگاه پلید
کش از پشت نوک سنان شد پدید
جهان شد بدان نیزه ی آخته
از آن بدگهر مرد پرداخته
پذیره شدش دوزخی اهرمن
بخواندش به مهمانی خویشتن
به آتش زآب سنان جست راه
چنین دید کیفر بداندیش شاه
به دوزخ چو شد ریمن تیره رای
براهیم را دل برآمد ز جای
برون موی تن شد زپیراهنش
نه از پیرهن بلکه از جوشنش
بغرید بر لشگر نامدار
که این خوار پیکار ناید به کار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، به نبردی اشاره میشود که بین سپاه عراق و یکی از مردان نامی به نام تغلبی رخ میدهد. این مرد، با رشادت و خرد، در میدان جنگ با دشمنان شاه دین میجنگد و ضربهای مرگبار با نیزه به یکی از دشمنان میزند. این کار باعث میشود تا دنیا از این جانباز و شکستدهنده بدکار آگاه شود. او به جهنم کشیده میشود و در آنجا مورد استقبال اهریمن قرار میگیرد. در ادامه، تصویر میشود که براهیم پس از دیدن این صحنه، به خشم درمیآید و بر لشگر خود سرزنش میکند که نمیتوانند چنین پیکار خوار و بیکیفیتی را تحمل کنند.