بخش ۵۵ - قتل داوود شامی به دست اخوص الهامی کرمانشاهی
الهامی کرمانشاهی / خیابان چهارم / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
وزین سوگران کرد اخوص رکاب
سوی کوه آتش بیامد چوآب
بزد برکمر بند داوود جنگ
بدانسان که بر گور، غژمان پلنگ
جدا کردش از پشت زین هیون
بیفکند برخاک، پست و زبون
بیاوردش آنگونه در یز کش
به نزدیک اسپهبد شیر فش
چنانش بیفکند در پهندشت
که ستخوانش چون تو تیانرم گشت
سپهبد بر او آفرین کرد سخت
که احسنت، ای گرد پیروز بخت
وزان پس به میدان حصین نمیر
بیامد که دروی نبد هیچ خیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، وزین سوگران به جنگ میرود و به سوی کوه آتش میآید. او بر کمرش کمربند داوود را میبندد و با قدرت بر یکی از دشمنان که بر گور پلنگ بوده، تکیه میکند. او دشمن را از پشت زین هیون جدا کرده و به خاک میافکند. سپس او را نزد اسپهبد شیر میبرد و به دوردست میاندازد، به طوری که بدنش همچون قطعهای نرم و ضعیف به نظر میرسد. اسپهبد شیر به او تبریک میگوید و او را به خاطر پیروزیاش ستایش میکند. در ادامه، همگان متوجه میشوند که در آن میدان، دروی نیکی وجود ندارد.