شمارهٔ ۱ امامی هروی
امامی هروی / مقطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
آسمان داد فخرالملک خورشید زمین
ای جهان را عهد انصاف تو ایام شباب
ای خداوندی که نوک کلک ملک آرای تو
هادی تیغ ممالک پرور مالک رقاب
قهر و لفظش دستگیر آتش و آبند از آن
کاندرین نار و نعیمست، اندر آن رنج و عذاب
گر ز آب لطف و تاب قهر تو یاد آورد
آب داند دهشت لطف تو از درّ خوشاب
لفظ عذب تست در عرض جهان نظم و نثر
نوک کلک تست بر اوج هوای جاه و آب
گاه معنی بحر اگر گوهر شود موج بحار
روز احسان ابر اگر اختر بود فیض سحاب
آسمان ملک و ملت را کند، پروین فروغ
آفتاب دین و دولترا کند، مشکین نقاب
گرد خاک پای قدر و عکس نور رأی تست
در جهان افتخار و بر سپهر فتح باب
آسمانی آسمان، در دور او تا مستقیم
آفتابی، آفتاب از تاب او در اضطراب
دین پناها مر «امامی» را بهنگام سخن
گرچه طبعی همچو آتش بود و نظمی همچو آب
شعله ی مدح تو تا در دامن طبعش گرفت
سر بر آورد از گریبان ضمیرش، آفتاب
با چنین شعری روا باشد که روز خاطرش
افتد از پیش شب ادبار هر دم در شتاب
مطلع خورشید، حربا خسته ی منقار بوم
حضرت جمشید و طوطی بسته ی بند غراب
تا طبیعت را قوامست و کواکب را مسیر
تا جهان را اعتدالست و فلک را انقلاب
طبع را حکم تو گردون باد گردون را مدار
چرخ ملک تو کواکب باد و کوکب را مئاب
دور آن پیوسته ملک دین و دنیا را قوام
سیر این همواره آب و ملک و ملت را ذهاب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ستایش از پادشاه و حکمرانی پرداخته و او را به عنوان سمبلی از انصاف و عدالت معرفی میکند. او معتقد است که وجود پادشاه مانند خورشید است که روشنی و حیات را به جهان میآورد. شاعر از قدرت کلام و قلم پادشاه یاد میکند و آن را هدایتگر جامعه میداند. همچنین اشاره میشود که پادشاه با قهر و مهر خود، همواره در زندگی مردم تأثیرگذار است و نیکیها و بدیها را در زندگی انسانها مشخص میکند. در نهایت، شعر به تأثیرات پادشاهی در برقراری نظم و تعادل در زندگی دینی و دنیوی اشاره دارد و نشان میدهد که چگونه حکمرانی خوب میتواند سرنوشت جامعه را تحت تأثیر خود قرار دهد.