شمارهٔ ۱۴ امامی هروی
امامی هروی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
محیط و نقطه ملت، سوار و مرکب دین
خدایگان شریعت درین چه فرماید
چو گربه ای سر ده قمری و کبوتر را
بقرب هفته ای از تن بقهر برباید
ز راه شرع، بحکم قصاص صاحب مرغ
دو دست گربه، از تن جدا کند شاید
زهی لطیف سئوالی که طوطی قلمت
بگاه نظم بدایع شکر همی خاید
ندانمت که، که ای اینقدر همی دانم
که از بیان تو آب حیات می زاید
نه کم ز گربه ی بید است گربه عیار
که مرغ بیند بر شاخ و پنجه نگشاید
خدایگان هنر را اگر درین فتوی
به خون گربه ز من رخصتی همی باید
جواب امامی:
چو گر به هیچ غرامت ندارد آن بهتر که دست خویش بخونی چنین نیالاید
بقای قمری و عمر کبوتر ار خواهد
قرارگاه قفس را بلند فرماید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، شاعر به موضوعی فلسفی و دینی اشاره دارد که در آن به مقایسه میان گربهای که در پی شکار کبوتر است و شریعت و قوانین دین میپردازد. او از زبان امامی سخن میگوید که به نازکی و لطافت قلمش اشاره میکند و بیان میکند که در بیان این مسائل، حقیقتی پنهان وجود دارد. گربهای که با بیرحمی در پی شکار است، مشابه به حالتی است که دین در برابر حیوانات و حق و حقوق آنها دارد. شاعر به تردید در باره حکم قصاص (تلافی) اشاره میکند و میگوید شاید بتوان به جای قتل گربه، او را از دستانش جدا کرد. در پایان، شاعر به این نکته میرسد که اگر با توجه به دین قرار بر خونریزی باشد، بهتر است که هر چه زودتر به آن پایان دهد. این متن تأملاتی راجع به اخلاق، هنر و روابط میان موجودات زنده دارد.