غزل شمارهٔ ۱۱۹ عراقی
عراقی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دل در گره زلف تو بستیم دگر بار
وز هر دو جهان مهر گسستیم دگربار
جام دو جهان پر ز می عشق تو دیدیم
خوردیم می و جام شکستیم دگربار
شاید که دگر نعرهٔ مستانه برآریم
کز جام می عشق تو مستیم دگربار
المنة لله که پس از محنت بسیار
با تو نفسی خوش بنشستیم دگربار
چون طرهٔ تو شیفتهٔ روی تو گشتیم
هیهات! که خورشید پرستیم دگربار
ما ترک مراد دل خودکام گرفتیم
تا هرچه کند دوست خوشستیم دگربار
با عشق تو ما راه خرابات گرفتیم
از صومعه و زهد برستیم دگربار
در بندگی زلف چلیپات بماندیم
زنار هم از زلف تو بستیم دگربار
تا راز دل ما نکند فاش عراقی
اینک دهن از گفت ببستیم دگربار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و دلبستگی عمیق خود به معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که پس از بارها غم و محنت، دوباره دلی به عشق معشوق بسته و از دردها رهایی یافته است. شاعر دربارهٔ تجربهٔ نشئگی و مستی ناشی از عشق صحبت میکند و ابراز خوشحالی میکند که با معشوقش وقت میگذراند. او همچنین به ارزش و زیبایی معشوق اشاره دارد و میگوید که عشق او بالاتر از همه چیز است. در نهایت، شاعر از پنهان نگه داشتن راز دل خود و عدم بیان آن به دیگران سخن میگوید. این شعر نشاندهندهٔ احساسات عمیق عاشقانه و جاذبهٔ بیپایان عشق است.