غزلیات — دیوان اشعار عراقی
فهرست شعرها
- غزل شمارهٔ ۵ — ندیدم در جهان کامی دریغا
- غزل شمارهٔ ۶ — سر به سر از لطف جانی ساقیا
- غزل شمارهٔ ۴ — کشیدم رنج بسیاری دریغا
- غزل شمارهٔ ۱ — هر سحر صد ناله و زاری کنم پیش صبا
- غزل شمارهٔ ۳ — این حادثه بین که زاد ما را
- غزل شمارهٔ ۲ — ای مرا یک بارگی از خویشتن کرده جدا
- غزل شمارهٔ ۷ — ای ز فروغ رخت تافته صد آفتاب
- غزل شمارهٔ ۱۱ — چو آفتاب رخت سایه بر جهان انداخت
- غزل شمارهٔ ۱۰ — به یک گره که دو چشمت بر ابروان انداخت
- غزل شمارهٔ ۸ — مست خراب یابد هر لحظه در خرابات
- غزل شمارهٔ ۹ — دیدی چو من خرابی افتاده در خرابات
- غزل شمارهٔ ۱۳ — ساقی قدحی شراب در دست
- غزل شمارهٔ ۱۲ — عراقی بار دیگر توبه بشکست
- غزل شمارهٔ ۱۴ — از پرده برون آمد، ساقی، قدحی در دست
- غزل شمارهٔ ۲۱ — مهر مهر دلبری بر جان ماست
- غزل شمارهٔ ۲۲ — چنین که حال من زار در خرابات است
- غزل شمارهٔ ۱۶ — شوری ز شرابخانه برخاست
- غزل شمارهٔ ۱۸ — باز مرا در غمت واقعه جانی است
- غزل شمارهٔ ۱۹ — ز خواب، نرگس مست تو سر گران برخاست
- غزل شمارهٔ ۱۷ — از میکده تا چه شور برخاست؟
- غزل شمارهٔ ۱۵ — دو اسبه پیک نظر میدوانم از چپ و راست
- غزل شمارهٔ ۲۰ — ناگه از میکده فغان برخاست
- غزل شمارهٔ ۲۴ — جانا، نظری، که دل فگار است
- غزل شمارهٔ ۲۵ — دل، چو در دام عشق منظور است
- غزل شمارهٔ ۲۸ — طرهٔ یار پریشان چه خوش است
- غزل شمارهٔ ۲۶ — ساز طرب عشق که داند که چه ساز است؟
- غزل شمارهٔ ۳۰ — رخ نگار مرا هر زمان دگر رنگ است
- غزل شمارهٔ ۲۷ — در کوی خرابات، کسی را که نیاز است
- غزل شمارهٔ ۲۹ — در سرم عشق تو سودایی خوش است
- غزل شمارهٔ ۲۳ — ندیدهام رخ خوب تو، روزکی چند است
- غزل شمارهٔ ۳۲ — مشو، مشو، ز من خستهدل جدا ای دوست
- غزل شمارهٔ ۳۳ — کی ببینم چهرهٔ زیبای دوست؟
- غزل شمارهٔ ۳۶ — هر دلی کو به عشق مایل نیست
- غزل شمارهٔ ۳۴ — یک لحظه دیدن رخ جانانم آرزوست
- غزل شمارهٔ ۳۷ — ساقی، ار جام می، دمادم نیست
- غزل شمارهٔ ۳۸ — عشق سیمرغ است، کو را دام نیست
- غزل شمارهٔ ۳۵ — جز دیدن روی تو مرا رای دگر نیست
- غزل شمارهٔ ۳۱ — شاد کن جان من، که غمگین است
- غزل شمارهٔ ۳۹ — دل، که دائم عشق میورزید، رفت
- غزل شمارهٔ ۴۱ — باز هجر یار دامانم گرفت
- غزل شمارهٔ ۴۲ — مرا گر یار بنوازد، زهی دولت زهی دولت
- غزل شمارهٔ ۴۳ — کی از تو جان غمگینی شود شاد؟
- غزل شمارهٔ ۴۵ — باز دل از در تو دور افتاد
- غزل شمارهٔ ۴۴ — هر که را جام می به دست افتاد
- غزل شمارهٔ ۴۰ — آه، به یکبارگی یار کم ما گرفت!
- غزل شمارهٔ ۴۶ — عشق شوری در نهاد ما نهاد
- غزل شمارهٔ ۵۱ — بنمای به من رویت، یارات نمیافتد
- غزل شمارهٔ ۵۳ — با عشق عقلفرسا دیوانهای چه سنجد؟
- غزل شمارهٔ ۵۲ — با شمع روی خوبان پروانهای چه سنجد؟
- غزل شمارهٔ ۵۰ — هر شب دل پر خونم بر خاک درت افتد
- غزل شمارهٔ ۴۹ — بیرخت جان در میان نتوان نهاد
- غزل شمارهٔ ۴۸ — بر من، ای دل، بند جان نتوان نهاد
- غزل شمارهٔ ۵۴ — با عشق قرار در نگنجد
- غزل شمارهٔ ۴۷ — عشق شوقی در نهاد ما نهاد
- غزل شمارهٔ ۵۵ — با عشق تو ناز در نگنجد
- غزل شمارهٔ ۵۶ — جانا، حدیث شوقت در داستان نگنجد
- غزل شمارهٔ ۵۹ — در حلقهٔ فقیران قیصر چه کار دارد؟
- غزل شمارهٔ ۵۸ — امروز مرا در دل جز یار نمیگنجد
- غزل شمارهٔ ۵۷ — امروز مرا در دل جز یار نمیگنجد
- غزل شمارهٔ ۶۱ — با درد خستگانت درمان چه کار دارد؟
- غزل شمارهٔ ۶۲ — با درد خستگانت درمان چه کار دارد؟
- غزل شمارهٔ ۶۰ — با پرتو جمالت برهان چه کار دارد؟
- غزل شمارهٔ ۶۵ — دل، دولت خرمی ندارد
- غزل شمارهٔ ۶۳ — خرم تن آن کس که دل ریش ندارد
- غزل شمارهٔ ۶۷ — نگارا، بیتو برگ جان که دارد؟
- غزل شمارهٔ ۶۶ — راحت سر مردمی ندارد
- غزل شمارهٔ ۶۸ — نگارا، بی تو برگ جان که دارد؟
- غزل شمارهٔ ۶۴ — بیا، کاین دل سر هجران ندارد
- غزل شمارهٔ ۶۹ — تا کی کشم جفای تو؟ این نیز بگذرد
- غزل شمارهٔ ۷۰ — بیا بیا، که نسیم بهار میگذرد
- غزل شمارهٔ ۷۲ — پشت بر روزگار باید کرد
- غزل شمارهٔ ۷۴ — می روان کن ساقیا، کاین دم روان خواهیم کرد
- غزل شمارهٔ ۷۶ — روی ننمود یار چتوان کرد؟
- غزل شمارهٔ ۷۱ — بیا، که عمر من خاکسار میگذرد
- غزل شمارهٔ ۷۳ — یاد آن شیرین پسر خواهیم کرد
- غزل شمارهٔ ۷۵ — روی ننمود یار چتوان کرد
- غزل شمارهٔ ۷۸ — از در یار گذر نتوان کرد
- غزل شمارهٔ ۷۷ — من رنجور را یک دم نپرسد یار چتوان کرد؟
- غزل شمارهٔ ۸۱ — چنین که غمزهٔ تو خون خلق میریزد
- غزل شمارهٔ ۸۰ — بتم از غمزه و ابرو، همه تیر و کمان سازد
- غزل شمارهٔ ۸۳ — آن را که چو تو نگار باشد
- غزل شمارهٔ ۸۴ — تا بر قرار حسنی دل بیقرار باشد
- غزل شمارهٔ ۸۶ — من مست می عشقم هشیار نخواهم شد
- غزل شمارهٔ ۷۹ — بدین زبان صفت حسن یار نتوان کرد
- غزل شمارهٔ ۸۵ — دیدهٔ بختم، دریغا کور شد
- غزل شمارهٔ ۸۲ — اگر یکبار زلف یار از رخسار برخیزد
- غزل شمارهٔ ۸۷ — گر نظر کردم به روی ماه رخساری چه شد؟
- غزل شمارهٔ ۸۸ — ناگه بت من مست به بازار برآمد
- غزل شمارهٔ ۸۹ — ناگه بت من مست به بازار برآمد
- غزل شمارهٔ ۹۱ — بیا، که بیرخ زیبات دل به جان آمد
- غزل شمارهٔ ۹۲ — ز اشتیاق تو، جانا، دلم به جان آمد
- غزل شمارهٔ ۹۰ — غلام حلقه به گوش تو زار باز آمد
- غزل شمارهٔ ۹۳ — آشکارا نهان کنم تا چند؟
- غزل شمارهٔ ۹۴ — آن را که غمت ز در براند
- غزل شمارهٔ ۹۵ — این درد مرا دوا که داند؟
- غزل شمارهٔ ۹۷ — ای دل، چو در خانهٔ خمار گشادند
- غزل شمارهٔ ۹۶ — در من نگرد یار دگربار؟ که داند؟
- غزل شمارهٔ ۹۹ — نگارا، جسمت از جان آفریدند
- غزل شمارهٔ ۱۰۰ — اگر شکسته دلانت هزار جان دارند
- غزل شمارهٔ ۹۸ — نخستین باده کاندر جام کردند
- غزل شمارهٔ ۱۰۱ — چو چشم مست تو آغاز کبر و ناز کند
- غزل شمارهٔ ۱۰۲ — باز دلم عیش و طرب میکند
- غزل شمارهٔ ۱۰۳ — هر که او دعوی مستی میکند
- غزل شمارهٔ ۱۰۶ — تا کی از ما یار ما پنهان بود؟
- غزل شمارهٔ ۱۰۸ — وه! که کارم ز دست میبرود
- غزل شمارهٔ ۱۰۵ — هرکه در بند زلف یار بود
- غزل شمارهٔ ۱۰۹ — اندرین ره هر که او یکتا شود
- غزل شمارهٔ ۱۰۷ — ای خوشا دل کاندر او از عشق تو جانی بود
- غزل شمارهٔ ۱۰۴ — به خرابات شدم دوش مرا بار نبود
- غزل شمارهٔ ۱۱۰ — نگارینی که با ما مینپاید
- غزل شمارهٔ ۱۱۷ — مرا درد تو درمان مینماید
- غزل شمارهٔ ۱۱۶ — گهی درد تو درمان مینماید
- غزل شمارهٔ ۱۱۴ — صبا وقت سحر گویی ز کوی یار میآید
- غزل شمارهٔ ۱۱۳ — آخر این تیره شب هجر به پایان آید
- غزل شمارهٔ ۱۱۵ — صبا وقت سحر، گویی، ز کوی یار میآید
- غزل شمارهٔ ۱۱۱ — مرا، گرچه ز غم جان میبرآید
- غزل شمارهٔ ۱۱۸ — ای باد صبا، به کوی آن یار
- غزل شمارهٔ ۱۱۲ — زان پیش که دل ز جان برآید
- غزل شمارهٔ ۱۲۰ — دل در گره زلف تو بستیم دگربار
- غزل شمارهٔ ۱۲۳ — غلام روی توام، ای غلام، باده بیار
- غزل شمارهٔ ۱۱۹ — دل در گره زلف تو بستیم دگر بار
- غزل شمارهٔ ۱۲۶ — سر به سر از لطف جانی ای پسر
- غزل شمارهٔ ۱۲۵ — نیم چون یک نفس بی غم دلم خون خوار اولیتر
- غزل شمارهٔ ۱۲۴ — مرا از هر چه میبینم رخ دلدار اولیتر
- غزل شمارهٔ ۱۲۲ — نظر ز حال من ناتوان دریغ مدار
- غزل شمارهٔ ۱۲۱ — رخ سوی خرابات نهادیم دگربار
- غزل شمارهٔ ۱۲۸ — ای امید جان، عنایت از عراقی وامگیر
- غزل شمارهٔ ۱۳۳ — چون تو کردی حدیث عشق آغاز
- غزل شمارهٔ ۱۳۱ — بیدلی را بی سبب آزرده گیر
- غزل شمارهٔ ۱۳۲ — ای مطرب درد، پرده بنواز
- غزل شمارهٔ ۱۲۷ — آب حیوان است، آن لب، یا شکر؟
- غزل شمارهٔ ۱۲۹ — بر درت افتادهام خوار و حقیر
- غزل شمارهٔ ۱۳۰ — به دست غم گرفتارم، بیا ای یار، دستم گیر
- غزل شمارهٔ ۱۳۴ — از غم عشقت جگر خون است باز
- غزل شمارهٔ ۱۳۵ — کار ما، بنگر، که خام افتاد باز
- غزل شمارهٔ ۱۳۸ — در بزم قلندران قلاش
- غزل شمارهٔ ۱۳۹ — تماشا میکند هر دم دلم در باغ رخسارش
- غزل شمارهٔ ۱۴۰ — بکشم به ناز روزی سر زلف مشک رنگش
- غزل شمارهٔ ۱۴۱ — نرسد به هر زبانی سخن دهان تنگش
- غزل شمارهٔ ۱۴۲ — صلای عشق، که ساقی ز لعل خندانش
- غزل شمارهٔ ۱۳۷ — ساقی، ز شکر خنده شراب طرب انگیز
- غزل شمارهٔ ۱۳۶ — بیجمال تو، ای جهان افروز
- غزل شمارهٔ ۱۴۴ — باز غم بگرفت دامانم، دریغ
- غزل شمارهٔ ۱۴۵ — حبذا عشق و حبذا عشاق
- غزل شمارهٔ ۱۴۶ — بیا، که خانهٔ دل پاک کردم از خاشاک
- غزل شمارهٔ ۱۴۸ — دلی، که آتش عشق تواش بسوزد پاک
- غزل شمارهٔ ۱۴۹ — گر آفتاب رخت سایه افکند بر خاک
- غزل شمارهٔ ۱۴۷ — بیا، که خانهٔ دل پاک کردم از خاشاک
- غزل شمارهٔ ۱۴۳ — کردم گذری به میکده دوش
- غزل شمارهٔ ۱۵۰ — تنگ آمدم از وجود خود، تنگ
- غزل شمارهٔ ۱۵۶ — از دل و جان عاشق زار توام
- غزل شمارهٔ ۱۵۸ — ایندم منم که بیدل و بییار ماندهام
- غزل شمارهٔ ۱۵۲ — ای دیده، بدار ماتم دل
- غزل شمارهٔ ۱۵۳ — مبند ای دل، بجز در یار خود دل
- غزل شمارهٔ ۱۵۱ — در جام جهان نمای اول
- غزل شمارهٔ ۱۵۵ — أکُئوس تلالات بمدام
- غزل شمارهٔ ۱۵۴ — خوشتر از خلد برین آراستند ایوان دل
- غزل شمارهٔ ۱۵۷ — باز در دام بلا افتادهام
- غزل شمارهٔ ۱۶۰ — ساقی، چو نمیدهی شرابم
- غزل شمارهٔ ۱۵۹ — یاران، غمم خورید، که غمخوار ماندهام
- غزل شمارهٔ ۱۶۴ — کجایی؟ ای ز جان خوشتر، شبت خوش باد، من رفتم
- غزل شمارهٔ ۱۶۱ — دل گم شد، ازو نشان نیابم
- غزل شمارهٔ ۱۶۳ — هیهات! کزین دیار رفتم
- غزل شمارهٔ ۱۶۵ — من باز ره خانهٔ خمار گرفتم
- غزل شمارهٔ ۱۶۶ — من چه دانم که چرا از تو جدا افتادم؟
- غزل شمارهٔ ۱۶۲ — دل گم شد، ازو نشان نمییابم
- غزل شمارهٔ ۱۷۰ — آن بخت کو که بر در تو باز بگذرم؟
- غزل شمارهٔ ۱۶۷ — اگر فرصت دهد، جانا، فراقت روزکی چندم
- غزل شمارهٔ ۱۶۸ — در ملک لایزالی دیدم من آنچه دیدم
- غزل شمارهٔ ۱۶۹ — در حسن رخ خوبان پیدا همه او دیدم
- غزل شمارهٔ ۱۷۲ — چه خوش بودی، دریغا، روزگارم؟
- غزل شمارهٔ ۱۷۳ — چه خوش بودی، دریغا، روزگارم؟
- غزل شمارهٔ ۱۷۴ — بر من نظری کن، که منت عاشق زارم
- غزل شمارهٔ ۱۷۱ — تا کی از دست تو خونابه خورم؟
- غزل شمارهٔ ۱۷۷ — ای راحت روانم، دور از تو ناتوانم
- غزل شمارهٔ ۱۸۱ — با من دلشده گر یار نسازد چه کنم؟
- غزل شمارهٔ ۱۷۹ — کجایی، ای دل و جانم، که از غم تو بجانم
- غزل شمارهٔ ۱۸۰ — دلی یا دلبری؟ یا جان و یا جانان؟ نمیدانم
- غزل شمارهٔ ۱۸۲ — شاید که به درگاه تو عمری بنشینم
- غزل شمارهٔ ۱۷۸ — جانا، نظری که ناتوانم
- غزل شمارهٔ ۱۷۶ — هر زمان جوری ز خوبان میکشم
- غزل شمارهٔ ۱۷۵ — نگارا، بیتو برگ جان ندارم
- غزل شمارهٔ ۱۸۸ — ما چو قدر وصلت، ای جان و جهان، نشناختیم
- غزل شمارهٔ ۱۸۶ — بر در یار من سحر مست و خراب میروم
- غزل شمارهٔ ۱۸۷ — من آن قلاش و رند بینوایم
- غزل شمارهٔ ۱۸۳ — شود میسر و گویی که در جهان بینم؟
- غزل شمارهٔ ۱۸۴ — نیست کاری به آنم و اینم
- غزل شمارهٔ ۱۸۹ — ما دگرباره توبه بشکستیم
- غزل شمارهٔ ۱۹۰ — افسوس! که باز از در تو دور بماندیم
- غزل شمارهٔ ۱۸۵ — مرا جز عشق تو جانی نمیبینم نمیبینم
- غزل شمارهٔ ۱۹۳ — من که هر لحظه زار میگریم
- غزل شمارهٔ ۱۹۱ — گرچه ز جهان جوی نداریم
- غزل شمارهٔ ۱۹۲ — ما، کانده تو نیاز داریم
- غزل شمارهٔ ۱۹۵ — گرچه دل خون کنی از خاک درت نگریزیم
- غزل شمارهٔ ۱۹۶ — ناخورده شراب میخروشیم
- غزل شمارهٔ ۱۹۷ — ناخورده شراب میخروشیم
- غزل شمارهٔ ۱۹۴ — گر ز شمعت چراغی افروزیم
- غزل شمارهٔ ۱۹۸ — خیزید، عاشقان، نفسی شور و شر کنیم
- غزل شمارهٔ ۲۰۵ — تا کی همه مدح خویش گوییم؟
- غزل شمارهٔ ۲۰۲ — ز دلتنگی به جانم با که گویم؟
- غزل شمارهٔ ۲۰۳ — ای دوست، بیا، که ما توراییم
- غزل شمارهٔ ۲۰۶ — شهری است بزرگ و ما دروییم
- غزل شمارهٔ ۱۹۹ — خیز، تا قصد کوی یار کنیم
- غزل شمارهٔ ۲۰۱ — ز غم زار و حقیرم، با که گویم؟
- غزل شمارهٔ ۲۰۴ — بیا، ای دیده، تا یک دم بگرییم
- غزل شمارهٔ ۲۰۰ — تا کی از دست فراق تو ستمها بینیم؟
- غزل شمارهٔ ۲۱۱ — رفت کار دل ز دست، اکنون تو دان
- غزل شمارهٔ ۲۰۷ — بگذر ای غافل ز یاد این و آن
- غزل شمارهٔ ۲۰۸ — مبتلای هجر یارم، الغیاث ای دوستان
- غزل شمارهٔ ۲۱۰ — در کف جور تو افتادم، تو دان
- غزل شمارهٔ ۲۱۳ — ز دل، جانا، غم عشقت رها کردن توان؟ نتوان
- غزل شمارهٔ ۲۱۴ — نگارا از سر کویت گذر کردن توان؟ نتوان
- غزل شمارهٔ ۲۰۹ — مقصود دل عاشق شیدا همه او دان
- غزل شمارهٔ ۲۱۲ — ماهرخان، که داد عشق، عارض لاله رنگشان
- غزل شمارهٔ ۲۲۰ — ای یار، بیا و یاریی کن
- غزل شمارهٔ ۲۱۵ — عاشقی دانی چه باشد؟ بیدل و جان زیستن
- غزل شمارهٔ ۲۱۷ — تا توانی هیچ درمانم مکن
- غزل شمارهٔ ۲۱۸ — ماهرویا، رخ ز من پنهان مکن
- غزل شمارهٔ ۲۱۹ — بیرخت جانا، دلم غمگین مکن
- غزل شمارهٔ ۲۲۱ — ای رخ جان فزای تو گشته خجسته فال من
- غزل شمارهٔ ۲۲۲ — چه کنم که دل نسازم هدف خدنگ او من؟
- غزل شمارهٔ ۲۱۶ — سهل گفتی به ترک جان گفتن
- غزل شمارهٔ ۲۲۳ — بپرس از دلم آخر، چه دل؟ که قطرهٔ خون
- غزل شمارهٔ ۲۲۴ — چو دل ز دایرهٔ عقل بی تو شد بیرون
- غزل شمارهٔ ۲۲۵ — ای حسن تو بیپایان، آخر چه جمال است این؟
- غزل شمارهٔ ۲۲۸ — ای آرزوی جان و دلم ز آرزوی تو
- غزل شمارهٔ ۲۲۷ — ای دل و جان عاشقان شیفتهٔ لقای تو
- غزل شمارهٔ ۲۲۶ — ای دل و جان عاشقان شیفتهٔ جمال تو
- غزل شمارهٔ ۲۳۰ — ترک من، ای من غلام روی تو
- غزل شمارهٔ ۲۲۹ — ای همه میل دل من سوی تو
- غزل شمارهٔ ۲۳۳ — مانا دمید بوی گلستان صبح گاه
- غزل شمارهٔ ۲۳۵ — ای راحت روح هر شکسته
- غزل شمارهٔ ۲۳۲ — ساقی، قدحی می مغان کو؟
- غزل شمارهٔ ۲۳۷ — ای هر دهن ز یاد لبت پر عسل شده
- غزل شمارهٔ ۲۳۴ — ای جمالت برقع از رخ ناگهان انداخته
- غزل شمارهٔ ۲۳۶ — ای در میان جانم گنجی نهان نهاده
- غزل شمارهٔ ۲۳۱ — آن مونس غمگسار جان کو؟
- غزل شمارهٔ ۲۳۸ — در صومعه نگنجد، رند شرابخانه
- غزل شمارهٔ ۲۴۰ — بازم از غصه جگر خون کردهای
- غزل شمارهٔ ۲۴۳ — ای یار، مکن، بر من بییار ببخشای
- غزل شمارهٔ ۲۳۹ — در صومعه نگنجد رند شرابخانه
- غزل شمارهٔ ۲۴۶ — نگارا، گرچه از ما برشکستی
- غزل شمارهٔ ۲۴۱ — تا تو در حسن و جمال افزودهای
- غزل شمارهٔ ۲۴۴ — در کار من درهم آخر نظری فرمای
- غزل شمارهٔ ۲۴۲ — تا زخوبی دل ز من بربودهای
- غزل شمارهٔ ۲۴۵ — ای دوست الغیاث! که جانم بسوختی
- غزل شمارهٔ ۲۴۸ — پیش ازینم خوشترک میداشتی
- غزل شمارهٔ ۲۵۰ — ای عشق، کجا به من فتادی؟
- غزل شمارهٔ ۲۴۷ — ای به تو زنده جسم و جان، مونس جان کیستی؟
- غزل شمارهٔ ۲۵۲ — جانا، نظری به ما نکردی
- غزل شمارهٔ ۲۵۴ — چه کردم؟ دلبرا، از من چه دیدی؟
- غزل شمارهٔ ۲۴۹ — ای ز غم فراق تو جان مرا شکایتی
- غزل شمارهٔ ۲۵۳ — چه بد کردم؟ چه شد؟ از من چه دیدی؟
- غزل شمارهٔ ۲۵۱ — چه کردهام که دلم از فراق خون کردی؟
- غزل شمارهٔ ۲۵۷ — تا چند عشق بازیم بر روی هر نگاری؟
- غزل شمارهٔ ۲۵۹ — نگارا، از وصال خود مرا تا کی جدا داری؟
- غزل شمارهٔ ۲۶۲ — چو برقع از رخ زیبای خود براندازی
- غزل شمارهٔ ۲۶۱ — چه خوش باشد دلا کز عشق یار مهربان میری
- غزل شمارهٔ ۲۶۰ — نمیدانم چه بد کردم، که نیکم زار میداری؟
- غزل شمارهٔ ۲۵۵ — آمد به درت امیدواری
- غزل شمارهٔ ۲۵۶ — ای دل، بنشین چو سوکواری
- غزل شمارهٔ ۲۵۸ — نگارا، کی بود کامیدواری
- غزل شمارهٔ ۲۶۶ — چه خوش باشد! که دلدارم تو باشی
- غزل شمارهٔ ۲۶۹ — فمالی لم اطا سبع الطباقی
- غزل شمارهٔ ۲۶۵ — خوشا دردی که درمانش تو باشی
- غزل شمارهٔ ۲۶۳ — از کرم در من بیچاره نظر کن نفسی
- غزل شمارهٔ ۲۶۴ — نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشی
- غزل شمارهٔ ۲۶۷ — الا قم، واغتنم یوم التلاقی
- غزل شمارهٔ ۲۶۸ — اندوهگنی چرا؟ عراقی
- غزل شمارهٔ ۲۷۰ — لقد فاح الربیع و دار ساقی
- غزل شمارهٔ ۲۷۵ — الا، قد طال عهدی بالوصال
- غزل شمارهٔ ۲۷۷ — در جهان گر نه یار داشتمی
- غزل شمارهٔ ۲۷۳ — دلربایی دل ز من ناگه ربودی کاشکی
- غزل شمارهٔ ۲۷۴ — از غم دلدار زارم، مرگ به زین زندگی
- غزل شمارهٔ ۲۷۲ — جانا، ز منت ملال تا کی؟
- غزل شمارهٔ ۲۷۱ — آن جام طرب فزای ساقی
- غزل شمارهٔ ۲۷۶ — گر به رخسار تو، ای دوست، نظر داشتمی
- غزل شمارهٔ ۲۷۸ — گرنه سودای یار داشتمی
- غزل شمارهٔ ۲۸۱ — چنانم از هوس لعل شکرستانی
- غزل شمارهٔ ۲۸۲ — سر عشقت کس تواند گفت؟ نی
- غزل شمارهٔ ۲۸۳ — کی بود کین درد را درمان کنی؟
- غزل شمارهٔ ۲۸۵ — بیا، تا بیدلان را زار بینی
- غزل شمارهٔ ۲۸۴ — نگویی باز: کای غم خوار چونی؟
- غزل شمارهٔ ۲۸۶ — ای خوشتر از جان، آخر کجایی؟
- غزل شمارهٔ ۲۷۹ — ای که از لطف سراسر جانی
- غزل شمارهٔ ۲۸۰ — ترسا بچهای، شنگی، شوخی، شکرستانی
- غزل شمارهٔ ۲۹۳ — دلی دارم، چه دل؟ محنت سرایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۷ — ای ربوده دلم به رعنایی
- غزل شمارهٔ ۲۹۱ — چه بود گر نقاب بگشایی؟
- غزل شمارهٔ ۲۹۲ — در کوی تو لولیی، گدایی
- غزل شمارهٔ ۲۸۸ — بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟
- غزل شمارهٔ ۲۹۴ — ز اشتیاق تو جانم به لب رسید، کجایی؟
- غزل شمارهٔ ۲۸۹ — بیا، که بیتو به جان آمدم ز تنهایی
- غزل شمارهٔ ۲۹۰ — پسرا، ره قلندر سزد ار به من نمایی
- غزل شمارهٔ ۳۰۱ — نیم بیتو دمی بیغم، کجایی؟
- غزل شمارهٔ ۲۹۶ — زهی! جمال تو رشک بتان یغمایی
- غزل شمارهٔ ۲۹۹ — همی گردم به گرد هر سرایی
- غزل شمارهٔ ۳۰۰ — شدم از عشق تو شیدا، کجایی؟
- غزل شمارهٔ ۲۹۸ — کشید کار ز تنهاییم به شیدایی
- غزل شمارهٔ ۲۹۷ — سحرگه بر در راحت سرایی
- غزل شمارهٔ ۳۰۲ — درین ره گر بترک خود بگویی
- غزل شمارهٔ ۲۹۵ — ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی
- غزل شمارهٔ ۳۰۴ — گر از زلف پریشانت صبا بر هم زند مویی
- غزل شمارهٔ ۳۰۵ — نه از تو به من رسید بویی
- غزل شمارهٔ ۳۰۳ — درین ره گر به ترک خود بگویی