غزل شمارهٔ ۱۲۹ عراقی
عراقی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بر درت افتادهام خوار و حقیر
از کرم، افتادهای را دست گیر
دردمندم، بر من مسکین نگر
تا شود درد دلم درمان پذیر
از تو نگریزد دل من یک زمان
کالبد را کی بود از جان گزیر؟
دایهٔ لطفت مرا در بر گرفت
داد جای مادرم صد گونه شیر
چون نیابم بوی مهرت یک نفس
از دل و جانم برآید صد نفیر
دل، که با وصلت چنان خو کرده بود
در کف هجرت کنون مانده است اسیر
باز هجرت قصد جانم میکند
کشتهای را بار دیگر کشته گیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر حالتی از خضوع و نیاز شخص به محبت و لطف معشوق است. شاعر با زبانی دردناک از او تقاضا میکند که به او نگاهی کرده و حالش را دریابد. او به عواطف خود اشاره میکند و میگوید که بدون حضور معشوق، دلش به شدت رنج میکشد و از دوری او ناراحت است. همچنین از شیرینترین لحظات با معشوق یاد میکند و حال حاضر خود را به صورت عذابی همچون اسیری در هجرت توصیف میکند. شاعر در نهایت دوباره به حالت ناامیدی و درد اشاره میکند و از معشوق میخواهد که او را از این وضعیت نجات دهد.