نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۸ عراقی

عراقی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

در بزم قلندران قلاش

بنشین و شراب نوش و خوش باش

تا ذوق می و خمار یابی

باید که شوی تو نیز قلاش

در صومعه چند خود پرستی؟

رو باده‌پرست شو چو اوباش

در جام جهان‌نمای می بین

سر دو جهان، ولی مکن فاش

ور خود نظری کنی به ساقی

سرمست شوی ز چشم رعناش

جز نقش نگار هر چه بینی

از لوح ضمیر پاک بخراش

باشد که ببینی، ای عراقی،

در نقش وجود خویش نقاش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر ما را به جشن و شادمانی دعوت می‌کند و توصیه می‌کند که از لذت‌های زندگی، به ویژه شراب نوشی، بهره‌مند شویم. او به این نکته اشاره می‌کند که برای رسیدن به حال خوب و سرمستی، باید از خودپرستی و دلباختگی به چیزهای بی‌ارزش دور شویم و به شادی و خوشی بپردازیم. شاعر همچنین از ما می‌خواهد که به جهان و زیبایی‌هایش نگاه کنیم و از دیدن زیبایی‌ها لذت ببریم، ولی نباید این احساسات را فاش کنیم. در نهایت، او تأکید می‌کند که باید به وجود خود و نقش زندگی‌مان توجه کنیم و از آن بیاموزیم.