غزل شمارهٔ ۱۶۴ عراقی
عراقی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
کجایی؟ ای ز جان خوشتر، شبت خوش باد، من رفتم
بیا در من خوشی بنگر، شبت خوش باد من رفتم
نگارا، بر سر کویت دلم را هیچ اگر بینی
ز من دلخسته یاد آور، شبت خوش باد من رفتم
ز من چون مهر بگسستی، خوشی در خانه بنشستی
مرا بگذاشتی بر در، شبت خوش باد من رفتم
تو با عیش و طرب خوش باش، من با ناله و زاری
مرا کان نیست این بهتر، شبت خوش باد من رفتم
مرا چون روزگار بد ز وصل تو جدا افکند
بماندم عاجز و مضطر، شبت خوش باد من رفتم
بماندم واله و حیران میان خاک و خون غلتان
دو لب خشک و دو دیده تر ، شبت خوش باد من رفتم
منم امروز بیچاره، ز خان و مانم آواره
نه دل در دست و نه دلبر، شبت خوش باد من رفتم
مرا گویی که: ای عاشق، نه ای وصل مرا لایق
تو را چون نیستم در خور، شبت خوش باد من رفتم
همی گفتم که: ناگاهی، بمیرم در غم عشقت
نکردی گفتِ من باور، شبت خوش باد من رفتم
عراقی میسپارد جان و میگوید ز درد دل:
کجایی؟ ای ز جان خوشتر، شبت خوش باد من رفتم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر با حسی عمیق و عاشقانه بیان شده است. شاعر از معشوق خود میخواهد که هرجا هست، خوب و خوش باشد، در حالی که خود او در غم و درد فراق رنج میبرد. او از دلشکستگی و جدایی خود میگوید و بیان میکند که در این حال، معشوق او در خوشی و خوشی زندگی میکند. شاعر به وضعیت ناامیدکنندهاش اشاره میکند و از بیقراری، آوارگی و حسرت نسبت به معشوق صحبت میکند. در نهایت، او درد و رنج خود را با یاد معشوق درمیآمیزد و این احساسات عمیق عشق و فراق را به تصویر میکشد.