نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۰۰ عراقی

عراقی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

تا کی از دست فراق تو ستم‌ها بینیم؟

هیچ باشد که تو را بار دگر وابینیم

دل دهیم، از سر زلف تو چو بویی یابیم

جان فشانیم، اگر آن رخ زیبا بینیم

روی خوب تو که هر دم دگران می‌بینند

چه شود گر بگذاری تو دمی ما بینیم؟

ما که دور از تو ز هجرانت به جان آمده‌ایم

از فراق تو بگو: چند بلاها بینیم؟

خورد زنگار غمت آینهٔ دل به فسوس

نیست ممکن که جمال تو در آنجا بینیم

گم شد آخر دل ما، بر در تو آمده‌ایم

تا بود کان دل گم‌کردهٔ خود وابینیم

گر بیابیم دلی، بر سر کویت یابیم

ور ببینیم رخی، در دل بینا بینیم

روی بنمای، که امروز ندیدیم رخت

ای بسا حسرت و اندوه که فردا بینیم!

روی زیبای تو، ای دوست، به کام دل خویش

تا عراقی بنمیرد نه همانا بینیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر درد و حسرت شاعر نسبت به فراق معشوق است. شاعر از رنج‌ها و مصیبت‌هایی که به خاطر دوری معشوق متحمل شده سخن می‌گوید و انتظار دیدار او را می‌کشد. او بر این باور است که حتی لحظه‌ای دیدن معشوق می‌تواند تمام غم‌ها و سیاهی‌ها را از دلش پاک کند. شاعر با تأکید بر زیبایی و جذابیت معشوق، ابراز ناامیدی از دوری و آرزوی دیدار او را به تصویر می‌کشد، و در نهایت، به عشق و زیبایی بی‌نهایت آن اشاره می‌کند.