نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۳۵ عراقی

عراقی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای راحت روح هر شکسته

بخشای به لطف بر شکسته

بر جان من شکسته رحم آر

کاشکسته‌ترم ز هر شکسته

پیوسته ز غم شکسته بودم

این لحظه شدم بتر شکسته

ای بار غمت شکسته پشتم

تو رخ ز شکسته برشکسته

بر سنگ مزن تو سینهٔ ما

بی‌قدر شود گهر شکسته

ای تیر غمت رسیده بر دل

پیکان تو در جگر شکسته

بی لطف تو کی درست گردد؟

جانا دل من به سر شکسته

آمد به درت ندیده رویت

زان شد دل من مگر شکسته

در کوی تو جان سپرد دگر بار

آن مرغک بال و پر شکسته

دل بندهٔ توست در همه حال

گر غمزده است و گر شکسته

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ درد و شکستگی روح و دل پیام آور عشق و بی‌خبری معشوق است. شاعر از معشوق می‌خواهد که به حال آنهایی که شکسته‌اند، رحم کند و با لطف خود، آرامشی به آنها ببخشد. او خود را در حالتی از شکستگی توصیف می‌کند که در غم و اندوه به سر می‌برد. همچنین، شاعر به نشانه‌های درد و رنجی که از محبت به دلیل دوری معشوق دارد، اشاره می‌کند و از او می‌خواهد که این وضعیت را اصلاح کند. در نهایت، با بیان اینکه دل او همیشه متعلق به معشوق است، بر وابستگی و عشق عمیقش تأکید می‌کند.