نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۰ عراقی

عراقی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

بازم از غصه جگر خون کرده‌ای

چشمم از خونابه جیحون کرده‌ای

کارم از محنت به جان آورده‌ای

جانم از تیمار و غم خون کرده‌ای

خود همیشه کرده‌ای بر من ستم

آن نه بیدادی است کاکنون کرده‌ای

زیبد ار خاک درت بر سر کنم

کز سرایم خوار بیرون کرده‌ای

از من مسکین چه پرسی حال من؟

حالم از خود پرس: تا چون کرده‌ای؟

هر زمان بهر دل مجروح من

مرهمی از درد معجون کرده‌ای

چون نگریم زار؟ چون دانم که تو

با عراقی دل دگرگون کرده‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از غم و اندوهی عمیق صحبت می‌کند که بر دلش سنگینی می‌کند. او به درد و رنجی که از سوی معشوق به او وارد شده اشاره می‌کند و از ستم‌هایی که بر او روا داشته شده، گلایه می‌کند. شاعر احساس می‌کند که معشوقش در حال ایجاد درد و غم در دل اوست و می‌خواهد با بیان احساسات خود، نشان دهد که چگونه زندگی‌اش تحت تأثیر این درد قرار گرفته است. همچنین، او به نوعی انتقاد می‌کند که چطور معشوق به حال او بی‌توجهی می‌کند، در حالی که او همواره برای او مرهمی از محبت می‌خواسته است. شاعر در نهایت ابراز می‌کند که با مشاهده حال معشوق، درد و رنجش دوباره عود کرده است.