نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۵ عراقی

عراقی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بیا، تا بیدلان را زار بینی

روان خستگان افگار بینی

تن درماندگان رنجور یابی

دل بیچارگان بیمار بینی

به کوی عاشقان خود گذر کن

که مشتاقان خود را زار بینی

میان خاک و خون افتاده حیران

زهر جانب دو صد خونخوار بینی

بسا جان عزیز مستمندان

که بر خاک در خود خوار بینی

یکی اندر دل زار ضعیفان

نظر کن، تا غم و تیمار بینی

نبینی هیچ شادی در دل ما

ولی اندوه و غم بسیار بینی

دلا، با این همه امید دربند

که هم روزی رخ دلدار بینی

چو افتادی، عراقی، رو مگردان

اگر خواهی که روی یار بینی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف حال و روز بیدلان و خستگان می‌پردازد و آن‌ها را در وضعیت زاری و درماندگی نشان می‌دهد. او از خواننده دعوت می‌کند تا به کوی عاشقان برود و حال مشتاقان را مشاهده کند که گرفتار رنج و درد هستند. شاعر به وضعیت غم‌انگیز ضعیفان اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که در دلش هیچ شادمانی وجود ندارد، بلکه تنها غم و اندوه حاکم است. در نهایت، او امید به دیدار دلدار را در دل خود زنده نگه می‌دارد و به عراقی توصیه می‌کند که اگر می‌خواهد چهره یار را ببیند، نباید از راه خود برگردد.