نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۰۱ عراقی

عراقی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

نیم بی‌تو دمی بی‌غم، کجایی؟

ندارم بی‌تو دل خرم، کجایی؟

به بویت زنده‌ام هر جا که هستی

به رویت آرزومندم، کجایی؟

نیایی نزد این رنجور یک دم

نپرسی حال این درهم، کجایی؟

چو روی تو نبینم هر سحرگاه

بنالم زار: کای همدم، کجایی؟

ز من هر دم برآید ناله و آه

چو یاد آید رخت هر دم، کجایی؟

درآ شاد از درم: کز آرزویت

به جان آمد دل پر غم، کجایی؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به احساس تنهایی و دل تنگی خود اشاره می‌کند. او از یار خود می‌خواهد که بیاید و حال او را بپرسد، زیرا بدون حضور او هیچ خوشی و آرامشی ندارد. شاعر به یاد یارش دچار درد و رنج است و هر لحظه او را به یاد می‌آورد. او در آرزوی دیدار یار است و دوست دارد که بی‌خبر نرود. حال او بسیار نابسامان است و به شدت دلتنگی و کمبود یار را احساس می‌کند.