غزل شمارهٔ ۵۹ عراقی
عراقی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
در حلقهٔ فقیران قیصر چه کار دارد؟
در دست بحر نوشان ساغر چه کار دارد؟
در راه عشقبازان زین حرفها چه خیزد؟
در مجلس خموشان منبر چه کار دارد؟
جایی که عاشقان را درس حیات باشد
ایبک چه وزن آرد؟ سنجر چه کار دارد؟
جایی که این عزیزان جام شراب نوشند
آب زلال چبود؟ کوثر چه کار دارد؟
وآنجا که بحر معنی موج بقا برآرد
بر کشتی دلیران لنگر چه کار دارد؟
در راه پاکبازان این حرفها چه خیزد؟
بر فرق سرفرازان افسر چه کار دارد؟
آن دم که آن دم آمد، دم در نگنجد آنجا
جایی که ره برآید، رهبر چه کار دارد؟
دایم، تو ای عراقی، میگوی این حکایت:
با بوی مشک معنی، عنبر چه کار دارد؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی معانی عمیق و روحانی زندگی و عشق میپردازد و به تضادهای میان ظواهر و باطن اشاره میکند. شاعر در اینجا از پرسشهای بلندی یاد میکند که در جایی که عشق و معنویت وجود دارد، مسائلی مانند ثروت و قدرت معنایی ندارند. او از موقعیتهایی صحبت میکند که در آنها عاشقان به سراغ شراب و معرفت میروند و سؤال میکند که در این فضاها امور دنیوی و مادی چه کاربردی دارند. به طور کلی، این شعر تأکید دارد بر اهمیت عشق، معنویت و تجربههای عمیق زندگی که فراتر از مسائل مادی هستند.