نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۶ عراقی

عراقی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

من مست می عشقم هشیار نخواهم شد

وز خواب خوش مستی بیدار نخواهم شد

امروز چنان مستم از بادهٔ دوشینه

تا روز قیامت هم هشیار نخواهم شد

تا هست ز نیک و بد در کیسهٔ من نقدی

در کوی جوانمردان عیّار نخواهم شد

آن رفت که می‌رفتم در صومعه هر باری

جز بر در میخانه این بار نخواهم شد

از توبه و قرایی بیزار شدم، لیکن

از رندی و قلاشی بیزار نخواهم شد

از دوست به هر خشمی آزرده نخواهم گشت

وز یار به هر زخمی افگار نخواهم شد

چون یار من او باشد، بی‌یار نخواهم ماند

چون غمخورم او باشد غم‌خوار نخواهم شد

تا دلبرم او باشد دل بر دگری ننهم

تا غمخورم او باشد غمخوار نخواهم شد

چون ساختهٔ دردم در حلقه نیارامم

چون سوختهٔ عشقم در نار نخواهم شد

تا هست عراقی را در درگه او باری

بر درگه این و آن بسیار نخواهم شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به عمق عشق و مستی خود اشاره می‌کند و اعلام می‌کند که هرگز از این حالت هشیار نخواهد شد. او از خوشی‌های موجود در عشقش می‌گوید و بیان می‌کند که حتی با وجود دل‌مشغولی‌ها و مشکلات، راضی است به همین وضعیت ادامه دهد. شاعر به دوست و یار خود اشاره می‌کند و می‌گوید که در کنار او خواهد ماند و با غم‌هایش زندگی خواهد کرد. همچنین تأکید می‌کند که از توبه و اخلاقیات رسمی بیزار است و به زندگی آزاد و رندانه خود ادامه خواهد داد. در نهایت، شاعر به وفاداری نسبت به عشق خود و عدم توجه به دیگران اشاره می‌کند.