مقدمه عراقی
بدان که در اثنای هر لمعهای ازین لمعان ایمائی کرده میآید بحقیقتی منزه از تعین، خواه حبش نام نه خواه عشق، اذلامشاحة فی الالفاظ، و اشارتی نموده میشود بکیفیت سیراو در اطوار و ادوار، وسفر اودر مراتب استیداع و استقرار، و ظهور او بصورت معانی و حقایق،و بروز او بکسوت معشوق و عاشق و باز انطوای عاشق در معشوق عیناً، و انزوای معشوق در عاشق حکماً، و اندراج هر دو در سطوات وحدت او جمعاً. و هنالک اجتمع الفرق و ارتتق الفتق و استتر النور فی النور وبطن الظهور فی الظهور، و نودی من وراء سرادقات العزة: الا کل شیئی ما خلاالله باطل، و غایت العین لارسم و لااثر، و برزوالله الواحد القهار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
متن اشاره به حقیقتی عمیق و نامشخص دارد که فراتر از عشق و تمایلات انسانی است. در آن به تحول و سفر روح و سیر آن در مراتب وجود اشاره شده است. عشق و معشوق به گونهای توصیف میشوند که هر دو در وحدت و یکی شدن خود را نشان میدهند. در این بین، تمام موجودات غیر از خداوند به عنوان باطل مطرح شده و در نهایت به یک نقطه جامع و نهایی اشاره دارد که همه چیز در آنجا به وحدت میرسد.