لمعۀ بیست و یکم عراقی
عراقی / لمعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
بخش 1
عاشق باید بیغرض بادوست صحبت دارد، خواست از میان بردارد و کار بر مراد او گذارد، ترک طلب گیرد، چه طلب عاشق را سد راه اوست، زیرا که هر مطلوب که پس از طلب یافته شود، آن بقدر حوصلۀ طالب باشد، فی الجمله ترک طلب و مراد خود گیرد، و هرچه در عالم واقع شود مراد خود انگارد تا آسوده و شادمان بماند.
تا ترک مراد خود نگیرد صد بار
یک بار مراد در کنارش ناید
بیت
و اگر مواقع نامرضی باشد، در دفع و تغییر آن چندان که تواند جهد کند، باشد که واقع غیر آن بود و محبوب آن را خواسته باشد و اگر محب مکاشف باشد، چنانکه در هر صورتی روی دوست عیان بیند، باید که در هر صورتی نامرضی اگرچه وجه او بیند رضا ندهد چه وجه او در نامرضی آنست که راضی نیست. ولایرضی لعباده الکفر، محبی که حق را بحق بیند و عالم را همه حق بیند، بر منکرات انکار کند بحق بر حق برای حق، و حجتش قایم بود، چه در هر چه شرعاً حرام است جمال حق نبیند، لاجرم از آن اجتناب نماید، بلکه در آن طبعاً رغبتش نبود، اینجا شبههای زحمت میدهد که: چون او محکوم تجلی است و تجلی هم اشیاء را شامل است، تجلی را از نظر خود چگونه دفع تواند کرد؟ گوئیم: تجلی دو نوع است: تجلی ذات و تجلی اسماء و صفات، تجلی ذات دفع نتواند کرد، اما در تجلی اسمائی و صفاتی تواند که تجلی قهری را بتجلی لطفی دفع کند و درهرچه نامشروع باشد نشان قهر و جلال بیند ودرهر چه مرضی بود نشان لطف و جمال، اینجا گوید: اعوذ برضاک من سخطک، و در تجلی ذات: اعوذ بک منک.
بیت
بخش 2
از تو بتو گر نگریزم چه کنم
پیش که روم، قصه بدست که دهم؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
عاشق باید بدون نفع شخصی با دوستش صحبت کند و از خواستههای خود دست بردارد، زیرا خواستهها میتوانند مانع مسیر عشق او شوند. هر چه در جهان باشد، عاشق باید آن را مراد خود بداند تا به آرامش و شادی برسد. اگر عاشق در شرایط ناخوشایند قرار گیرد، باید نهایت تلاش خود را برای تغییر وضعیت به خرج دهد، زیرا ممکن است محبوب او نیز به دنبال تغییر باشد. اگر عاشق درک عمیقتری از محبوب داشته باشد و او را در تمام شرایط ببیند، باید در مواقع نامطلوب نیز راضی باشد و از نارضایتی دوری کند. عاشق باید در برابر امور حرام بیتوجه باشد و از آنها اجتناب کند، زیرا در آنها معنای جمال حق را نمیبیند. دو نوع تجلی وجود دارد: تجلی ذات و تجلی اسماء و صفات. تجلی ذات غیرقابل دفع است، اما میتوان تجلی صفات و نامها را از طریق لطف خدا دفع کرد. در نهایت، عاشق باید از خدا طلب یاری کند که در برابر نارضایتیها به رضایت و رحمت او پناه ببرد.