بخش ۱ - سر آغاز عراقی
عراقی / آغاز کتاب / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
هر که جان دارد و روان دارد
واجب است آنکه درد جان دارد
حمد بیحد کردگار احد
صمد لم یلد و لم یولد
آنکه ذاتش بری است از آهو
الذی لا اله الا هو
مالک الملک قادر بیعیب
صانع عالم شهادت و غیب
ربنا جل قدره و علا
آنکه از بدو فطرت اولی
خلق در دست قدرت او بود
قدرتش دستبرد صنع نمود
صانعی، کز مطالع ابداع
او برآرد حقایق انواع
پس چهل طورشان در آن اشکال
برد از جا به جا و حال به حال
روحها داد روح را زان راح
به صبوحی اربعین صباح
امر او بر طریق کن فیکون
هم چنان کاف نارسیده به نون
آفرینندهٔ زمان و مکان
در جهات طبایع و ارکان
خلق را در جهان کون و فساد
هست او مبدا و بدوست معاد
زان پدر هفت کرد و مادر چار
تا سه فرزند را بود اظهار
صنعش از آب و خاک و آتش و باد
جسم را طول و عرض و عمق او داد
زان طرف روشنی و نزدیکی
زین طرف بعد بود و تاریکی
چون شد از خاک تیره طینت تن
کرد امرش به نور جان روشن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به ستایش خداوند و بیان صفات او میپردازد. شاعر از خالق یگانهای سخن میگوید که نه زاد و ولد دارد و نه نیاز به کسی دارد. او مالک و قادر بر همهچیز است و جهان را با قدرت خود خلق کرده است. شاعر به تبیین آفرینش انسان و عالم میپردازد و اشاره میکند که خداوند روح را به انسانها عطا نموده و همهچیز تحت فرمان اوست. در نهایت، او به ارتباط بین عناصر (آب، خاک، آتش و باد) و ابعاد وجود اشاره میکند و روشنایی را به عنوان نتیجهای از حکم خداوند که بر تاریکی غلبه میکند، مطرح میسازد.