بخش ۷ - سبب نظم کتاب عراقی
عراقی / آغاز کتاب / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
جان من چون به عالم دل شد
با صفا جمع گشت و حامل شد
گشت حاصل ز فیض ربانی
در وجودم جنین روحانی
چون محبت به شوق تسویه داد
قابلهٔ عشق یافت چون میزاد
دیدمش، چون ز غیب روی نمود
قرةالعین نیک موزون بود
در مهاد هواش پیوسته
به قماط هوس فرو بسته
داد پستان فکر من به صفا
شیر «حولین کاملین» او را
شب و روزش غذا ز اشواق است
گرچه طفل است، پیر عشاق است
صورتش همچو معنیش زیبا
خالی از حشو و صافی از ایطا
هیچ چشمی ندیده در خوابش
رخ ندید آفتاب و مهتابش
راه خور از دریچه ناداده
سایهاش بر زمین نیفتاده
ساکن حجرهٔ امانت بود
در پس پردهٔ صیانت بود
نقش او را، ز صانعی که ببست
از معانی هر آنچه خواهی هست
مستم از بادهٔ هوایش، مست
که جگر گوشهٔ لطیف من است
منزل او شریف جایی بود
زانکه در کوی آشنایی بود
راستی هست مونسی خوش خوی
نیک خاموش، لیک شیرین گوی
لفظ و معنی او همه مطبوع
عشق را بیت های او ینبوع
فصل او را هزار نوع بهار
گه بود گلستان و گه گلزار
غزلیات و مثنویاتش
چون حکایات او به غایت خوش
بیقدم در جهان همی پوید
بیزبان مدح خواجه میگوید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احوالات عشق و محبت میپردازد. شاعر با اشاره به تغییرات روحی خود در مواجهه با عشق، احساسات عمیق و بسیط خود را بیان میکند. او از جنینی روحانی سخن میگوید که در وجودش شکل گرفته و به شادی و صفا میانجامد. عشق به مثابه قابلهای است که زیبایی و شکوه وجود را به دنیا میآورد. شاعر به وصف جمال و معنای عشق میپردازد و آن را زیبا، خالی از زوائد و پر از صداقت میداند. او از قدرت عشق و تأثیر آن بر زندگیاش سخن میگوید و عشق را منبعی از خلاقیت و زیبایی میداند. در نهایت، او عشق را به صورت یک دوست و مونس خوشخوی تصویر میکند که بدون نیاز به کلمات، تأثیر خود را به خوبی نمایش میدهد.