نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۹ - در نصیحت ملوک عراقی

عراقی / آغاز کتاب / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

گفت استاد عالم عاقل:

از دو حال است آدمی کامل

اولین اکتساب علم خدا

که حیات است نفس ناطقه را

زنده کردن روان خود به علوم

به زدودن ز روح زنک ظلوم

از مناهی دین حذر کردن

میوهٔ شاخ «واتقوا» خوردن

دوم از ملک ناشدن غافل

هم نشینان صالح و عاقل

کامران بودن از طریق عدول

لطف و قهری بجای هر معمول

خاطر اهل دل طلب کردن

دور بودن ز مردم آزردن

رتبت اهل حق به جان جستن

آشکارا و از نهان جستن

این صفت‌ها، که سیرت سلف است

صاحبان خلیفه را خلف است

اندر ایام او به حمدالله

خواجه دارد همه به دولت شاه

آن مشارالیه اهل هنر

آن سرشته ز نور پا تا سر

علم علم با نهایت عقل

رایت اوست در ولایت عقل

علم علم بی‌نهایت ملک

آب و آتش که دیده در یک سلک؟

چشم بد دور آز آن جمال و کمال

دایمش پایدار باد اقبال

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره دو راه اصلی برای رسیدن به کمال انسانی صحبت می‌کند. اولین راه، کسب علم الهی است که موجب حیات و زنده کردن روح انسان می‌شود. این علم شامل دوری از گناهان و رعایت اصول دین است. دومین راه، انتخاب هم‌نشینان صالح و عاقل و دوری از افراد آزاردنده است. شاعر همچنین به فضیلت‌هایی مانند طلب دل اهل حق و اجتناب از ناپاکی‌ها اشاره می‌کند و در نهایت از وجود شخصی برجسته به نام خواجه یاد می‌کند که دارای هنر و دانش بالایی است. شعر به اهمیت علم و عقل در سیر به سوی کمال می‌پردازد و در پایان دعا می‌کند که اقبال او پایدار بماند.