بخش ۵ - غزل عراقی
عراقی / فصل اول / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دل من، چون به عشق مایل شد
عشق در گردنش حمایل شد
چون دل و عشق متفق گشتند
دل من عشق گشت و او دل شد
گاه بر رست چون نبات از گل
از دلم عشق و گاه نازل شد
روی بنمود و دل ببرد و نشست
کار من در فراق مشکل شد
من نمیدانم این بلا، دل را
از چه افتاده وز چه حاصل شد؟
ای عراقی، مکن شکایت دل
این بس او را که عشق منزل شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره تأثیر عشق بر دل آدمی است. شاعر به این موضوع میپردازد که وقتی دلش به عشق متمایل میشود، عشق نیز به آن روی میآورد. او بیان میکند که وقتی دل و عشق با هم هماهنگ میشوند، دل تبدیل به عشق و عشق به دل میشود. شاعر از حالات مختلف عشق و دل صحبت میکند، از لحظاتی که عشق در او جان میگیرد و لحظاتی که در فراق محبوب دچار مشکل میشود. در پایان، شاعر به یک دوست به نام عراقی میگوید که نباید از دلش شکایت کند، چرا که عشق همواره در آن خانه دارد.