بخش ۱ - سر آغاز عراقی
عراقی / فصل دهم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
عاشقان در کمین معشوقند
ساکنان زمین معشوقند
عاشقان را ز دوست نگزیرد
بلبل اندر هوای گل میرد
اندرین ره، اگر مقامی هست
هس ماوای عاشقان الست
چون که حسن آمد از عدم به وجود
عشق در نور او ملازم بود
جان، چو مامور شد به امر احد
منتظر یافت عشق بر سر حد
گر تو از عشق فارغی، باری
من ندارم به غیر ازین کاری
هست جانم چنان به عشق غریق
که ندارد گذر به هیچ طریق
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و معشوق است و بیان میکند که عاشقان همواره در جستجوی معشوق خود هستند. آنها به ساکنان زمین وابستهاند و بدون عشق به معشوق زندگی نمیکنند. عشق را به عنوان نیرویی زنده معرفی میکند که با وجود زیبایی معشوق به وجود آمده است. شاعر تأکید میکند که جانش به شدت تحت تأثیر عشق است و هیچ راه دیگری جز عشق برای زندگی ندارد. عشق برای او بالاترین مقام و هدف زندگی است.