نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲ - غزل عراقی

عراقی / فصل دوم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای ملامت کنان بی‌حاصل

سعی کمتر کنید در باطل

هستم آشفته بر رخی، که برو

شد پری واله و ملک مایل

هست وصف جمال و نعت لبش

برتر از فکر سامع و قایل

دل دیوانه در سر زلفش

کی به زنجیرها شود عاقل؟

هرکه یک‌بار در همه عمرش

التفاتی کند، شود مقبل

از خیالش چه شاکرم! کو نیز

نیست از حال عاشقان غافل

ای صبا، ای صبا، غلام توام

گر گذاری کنی بدان منزل

حال بیچارگان بادیه را

برسانی بیار در محمل

گو: عراقی در آرزوی رخت

جان همی داد و حسرت اندر دل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به ملامت‌کنندگان که کارشان بی‌نتیجه است، توصیه می‌کند که در تلاش‌های بی‌فایده کمتر کوشش کنند. او از حال آشفته‌اش به خاطر زیبایی و جذابیت معشوق می‌گوید و بیان می‌کند که عشق به آن معشوق، عقل را از دیوانه دور نمی‌کند. شاعر تأکید می‌کند که هر کسی یک بار در زندگی‌اش اگر نگاهی به معشوق بیندازد، به سمت او جذب می‌شود. او همچنین ناامیدی عاشقان را در غیاب معشوقش بیان می کند و از صبا می‌خواهد که حال عاشقان را به محبوب برساند. شاعر در نهایت به آرزو و حسرت خود برای وصال محبوب اشاره می‌کند.