نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴ - غزل عراقی

عراقی / فصل دوم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای ز روی تو آفتاب خجل

وز لبت آب زندگی حاصل

عاشقان را خیال عارض تو

در شب تیره نور دیده و دل

زانکه روی تو را ز غایت لطف

برگ گل شرمسار و لاله خجل

ز آرزوی قد تو سرو سهی

خشک بر جای مانده پا در گل

ای لبت را اسیر آب حیات

وی رخت را غلام شمع چگل

از برای کمند گیسویت

رشتهٔ جان عاشقان مگسل

رمقی بود باقی از جانم

که تو ناگه بدو شدی واصل

وای اگر خاطرت به جانب ما

لحظه‌ای دیرتر شدی مایل

اتفاقی عجب: عراقی و وصل!

زانکه آشفته گم کند منزل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق پرداخته و حال و هوای عشق را توصیف می‌کند. شاعر از زیبایی چهره معشوق، لب‌هایش که آب حیات را به یاد می‌آورد، و قامتش که مانند سرو است صحبت می‌کند. عشق به معشوق آن‌قدر عمیق است که تصور او در شب‌های تار برای عاشق روشنایی می‌آورد. شاعر همچنین از اثرات عشق بر جان خود و ترس از فاصله معشوق سخن می‌گوید و به شدت احساسات و دلتنگی‌هایش را ابراز می‌کند. در نهایت، او خواهان اتصال و وصال سریع است و به سرنوشت عاشق اشاره می‌کند که در این مسیر گم شده است.