نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲ - غزل عراقی

عراقی / فصل ششم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

دل و جانی است با من مشتاق

به تو نزدیک و تن اسیر فراق

روی زیبا ز من چرا پوشی؟

«این تحریمه علی‌العشاق»؟

تو طبیبی و ما چنین بیمار

تو ملولی و ما چنین مشتاق

بر دلم ساحران غمزهٔ تو

«رامیات با سهم الاماق»

مست شوق توایم و بادهٔ وصل

نرسیده است هم چنان به مذاق

از محیط غم تو جان نبرند

غوطه خوران بحر استغراق

در بیابان عشق تو دل ما

«صار حیران مشرق الاشراق»

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از عشق و وابستگی خود به محبوب سخن می‌گوید. دل و جانش مشتاق نزدیک شدن به او است، اما تنش به دلیل فاصله و جدايي رنج می‌برد. او از محبوب می‌خواهد که زیبایی‌اش را از او پنهان نکند و می‌گوید که اگر تو طبیب هستی، چرا حال ما را بد می‌کنی؟ شاعر به شدت تحت تأثیر محبت محبوب است و احساس می‌کند که فراموشی عشق او برایش غیرممکن است. او در دنیای عشق گم شده و حیران است و در نهایت به این اشاره دارد که در دریاچه عشق محبوب، غرق شده و نمی‌تواند از آن خارج شود.