نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۶ - مثنوی عراقی

عراقی / فصل نهم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای خوش و فارغ، از غم ما پرس

عاشقان ضعیف را واپرس

عجز من بین، دعای من بپذیر

می‌توانی، به لطف دستم گیر

داری از عاشقان خویش ملال

خون ایشان چراست بر تو حلال؟

به کسی التفات کن نفسی

که ندارد به جز تو هیچ کسی

فارغی از درون صاحب درد

مکن، ای دوست، هرچه بتوان کرد

گر تو خوبی و ما ضعیف و فقیر

تابت، ای خور، ز ذره باز مگیر

رخ به ما می‌نما و جان می‌بخش

بر دل ریش عاشقان می‌بخش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از معشوق خود می‌خواهد که به حال عاشقان ضعیف توجه کند و غم و درد آنها را درک کند. او از معشوق می‌خواهد که به دعاهای او پاسخ دهد و به او لطف کند. شاعر به احساس عاشقانی که به او وابسته‌اند اشاره می‌کند و توجه کردن به آنها را خواستار است. او با بیان مشکلات و فقر خود، از معشوق می‌خواهد که با بخشش خود، زندگی و امید را به دل عاشقان بازگرداند. در نهایت، از معشوق می‌خواهد که به آنها نظر کند و بر دل‌های شکسته‌شان ترحم کند.