نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱ - ایدآل یا سه تابلوی عشقی میرزاده عشقی

میرزاده عشقی / نمایشنامهٔ ایدآل پیرمرد دهگانی یا سه تابلوی مریم / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

فارسی‌زبان‌ها! من شروع کردم به یک شکل نوظهوری افکار شاعرانه را به نظم درآورم و پیش خود خیال کرده‌ام که انقلاب ادبیات زبان فارسی با این اقدام انجام خواهد گرفت. سه تابلو ایدآل مرا که به مرور در جریدهٔ شریفهٔ شفقِ سرخ منتشر می‌شود به دقت بخوانید اگر نواقصی در آن دیدید چون در آغاز کار است مرا معذور بدارید، ان‌شاءالله شعرای آینده دنبالهٔ این طرز گفتار را گرفته تکمیل خواهند کرد.(عشقی)

ایدآل یک نفر پیرمرد دهگانی در سه تابلو

تابلو اول: شب مهتاب

تابلو دوم: روز مرگ مریم

تابلو سوم: سرگذشت پدر مریم و ایده آل او

عزیز عشقی، دشتی، تو خوب حال مرا

شناختی و از آن خوب‌تر خیال مرا

تو بهتر از خود من دانی ایدآل مرا

تمام مایهٔ بدبختی و ملال مرا

که من ز مردم این مملکت نیم خوشبین

من ایدآل خود ایدر به آسمان گفتم

یک ایدآل نک از قول دیگران گفتم

هرآنچه را که بخواهد دل تو، آن گفتم

که ایدآل یکی مرد مرزبان گفتم

خدا نصیب کند ایدآل آن مسکین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

میرزادهٔ عشقی در متن خود از تلاش برای ایجاد یک انقلاب ادبی در زبان فارسی صحبت می‌کند و بیان می‌کند که شروع به سرودن اشعار به شیوه‌ای نوین کرده است. او از سه تابلو ایدآل خود یاد می‌کند که در جریده شفق سرخ منتشر می‌شوند و از خوانندگان می‌خواهد که نواقص آن‌ها را با توجه به نوآوری‌هایش ببخشند. این سه تابلو شامل "شب مهتاب"، "روز مرگ مریم" و "سرگذشت پدر مریم" است. عشقی همچنین به احساسات خود نسبت به مردم و واقعیت‌های زندگی اشاره می‌کند و بیان می‌کند که ایدآل او یک مرد مرزبان است. در نهایت، برای آن مسکین آرزوی برآورده شدن ایدآلاش را دارد.