میرزاده عشقی
زاده ۱۳۱۲ – درگذشته ۱۳۴۳ هجری قمری، همدان
زندگینامهٔ میرزاده عشقی
سیدمحمدرضا کردستانی معروف به میرزاده عشقی (زادهٔ ۲۰ آذر ۱۲۷۳ در همدان – ترور در ۱۲ تیر ۱۳۰۳ در تهران) شاعر، روزنامهنگار، نویسنده و نمایشنامهنویس ایرانی دوره مشروطیّت و مدیر نشریهٔ قرن بیستم بود. وی با وجود طول عمر کوتاهش از جمله مهمترین شاعران عصر مشروطه بهشمار میرود که از عنصر هویت ملی در جهت ایجاد انگیزه و آگاهی در توده مردم بهره گرفت. او را خالق اولین اپرای ایرانی میدانند.
آثار میرزاده عشقی
شعرهای میرزاده عشقی
- بخش ۷ - دفاع از نوروزی نامه — ندارم شکوهای از عشق، در دل آتشی دارم
- بخش ۲ - مدح (موسم نوروزی و اثرات مصفای آن در عالم، خاصه در استانبول و تعریف منظره زیبای سحرگاهی مدا) — چو فردا روز نوروز است و نوروز جهان آید
- بخش ۵ - تبریک عید متضمن ستایش اعلی حضرتان پادشاه عثمانی و ایران خلدالله ملکها و مدح نظام السلطنه مافی — تو گر آیی و گر نایی، روم من خود به کار خود
- بخش ۳ - تعریف منظره زیبای سحرگاهی مدا — بیا ای صبح نوروزی، نظر کن منظر ما را
- بخش ۴ - بیان رسوم و عادات نوروزی ایرانیان در روزگار باستان — به مانند چنین روزی، به پیشینعهد در ایران
- بخش ۶ - سخن در اتحاد و یگانگی ایرانیان و ترکان و پیروزی این دو ملت در سایه اتحاد و یگانگی — نگارینا! من آن خواهم که با توفیق یزدانی
- بخش ۸ - گوهرشاد — ایزد اندر عالمت، ای عشق تا بنیاد داد
- بخش ۱ - در توصیف بهار استانبول — بتا دیشب در آن کشتی که بردی بر مدا ما را
- بخش ۶ - تصنیف جمهوری — دست اجنبی چون کرد، کشور عجم ویران
- بخش ۳ - نوحه جمهوری — در صفحهٔ پنجم آخرین شمارهٔ قرن بیستم عکس تابوتی را نشان میدهد که عدهای از آن مشایعت مینمایند. مرغان لاشخور سر تابوت در پروازند و پایین عکس چنین نوشته شده «جنازهٔ مرحوم جمهوری قلابی» سپس این اشعار به چاپ رسیده است:
- بخش ۲ - مظهر جمهوری — در صفحهٔ چهارم روزنامه قرن بیستم که این ابیات چاپ شده تصویر مرد مسلح و غضبآلودی را به نام مظهر جمهوری کشیدهاند که در دست راست تفنگ و در دست چپ سکهٔ نقره (پول) دارد؛ بالای سرش سایه جمبول! نمایان است، در اطراف اسامی روزنامههایی را به شکل یکی از حیوا
- بخش ۵ - باور مکن — جان پسر، گوش به هر خر مکن
- بخش ۱ - جمهوری سوار،تفصیل جناب جمبول — (مثنوی سیاسی، یا داستان کاکا عابدین و یاسی) «در صفحه اول روزنامه قرن بیستم (آخرین شماره) کاریکاتور مردی خرسوار را نشان می دهد که خود را به پای «خم رسانیده و مشغول تناول شیره است و در کنار کاریکاتور مزبور چنین نوشته شده: «جناب جمبول بر خر جمهوری، سوار
- بخش ۴ - جمهوری نامه — چه ذلتها کشید این ملت زار
- به نام عشق وطن — با عشق وطن مندرجات ذیل را در این جا ثبت مینمایم. شاید بعد از من، یادگار بماند و موجب آمرزش روح من باشد. باید دانست [که] این ابیات فقط و فقط اثر احساسات ناشیه از معاهده دولتین انگلستان و ایران است که از طبع من تراوش کرده و این نبوده مگر این قرارداد د
- احتیاج — هر گناهی، کآدمی عمدا به عالم میکند
- در نکوهش روزگار — آسمانت فتنهبار است و زمینت فتنهزار
- سرگذشت تأثرآور شاعر — در منتهاالیه خیابان، بود پدید
- عید نوروز — در تکاپوی غروب است، ز گردون خورشید
- ای کلاه نمدی ها! — شهر فرنگ است، ای کلانمدیها!
- مرگ دختر ناکام — زمان نزع هجده ساله عاشق دختری دیدم
- شمارهٔ ۱ - کوه الوند و شهر همدان — کوهِ الوند که شهرِ همدان دامنش است
- شمارهٔ ۳ - مخالفت با قرارداد ایران و انگلیس — نامِ دژخیمِ وطن، دل بشنود، خون میکند
- شمارهٔ ۲ - در وصف طبیعت و ذکری از سید ضیاء الدین طباطبائی — چو این منظومهٔ آفاق، سرتاسر مُنَظَّم شد