بخش ۵ - مطرح کننده ایدآل میرزاده عشقی
میرزاده عشقی / نمایشنامهٔ ایدآل پیرمرد دهگانی یا سه تابلوی مریم / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
جناب برزگر! این ایدآل دهقان است:
نه ایدآل دروغ فلان و بهمان است!
ز من هم ارکه بپرسی تو، ایدآل، آن است
همین مقدمهٔ انقلابِ ایران است
ولیک حیف که بر مرده میکنم تلقین!
در این محیط که بس مردهشوی دون دارد!
وزین قبیل عناصر ز حد فزون دارد!
عجب مدار اگر شاعری جنون دارد
به دل همیشه تقاضای «عید خون» دارد
چگونه شرح دهم ایدآل خود به ازین؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به ایدآلهای خود اشاره میکند و آن را با ایدآلهای دروغین دیگران مقایسه میکند. او ایدآل خود را منشأ انقلاب ایران میداند، اما به ناچار احساس ناامیدی میکند، زیرا جامعهای که در آن زندگی میکند، پر از افراد نادرست و مردهدل است. او به این نکته اشاره میکند که در این شرایط عجیبی است که شاعری بتواند دیوانهوار به آرمانهای والا فکر کند، زیرا همیشه در دلش آرزوی تغییر و تحول (عید خون) دارد. در نهایت، او میگوید که چگونه میتواند ایدآلهای خود را بهتر از این توضیح دهد.