بخش ۳ - تعریف منظره زیبای سحرگاهی مدا میرزاده عشقی
میرزاده عشقی / نوروزی نامه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
بیا ای صبح نوروزی، نظر کن منظر ما را
ز دامان «مدا» بنگر فضایی بس مصفا را
ز نور تازه خورشید، فرش سرخ دریا را
عمارت «قزل طورپاق» از این پرتو مطلا را
همه باغات تازه سبز در اطراف آنجا را
«قز» و آن تل در آب شگفت آر معما را
درختان را شکوفه، زیورین کرده سراپا را
کشیده زان میان سروی، به هرسو راست بالا را
که ما را میدهد یادی، ز اندام تو دلدارا
نسیمی میوزد میان سروی، به هرسو راست بالا را
که ما را میدهد یادی، ز اندام تو دلدارا
نسیمی میوزد خوش، تازه سازد، روح دنیا را
بهارانه دهد بر ما، نوید مرگ سرما را
چه سان تشریح سازم، انبساط حال حالا را
بهشت است این فضا گویی، ندیدم ارچه آنجا را
طلوع شمس، به به! بین چه حالت داده دنیا را؟
مشعشع کرده هر جسم لطیف صیقلآسا را!
به دست نور خود بنهاده زرین تاج تلها را:
درخشان کرده دریا را، زرافشان کرده صحرا را
طبیعت گوییا خندد: چون بیند وضع حالا را
فرابگرفته بانگ قهقهش، این دشت زیبا را
نگارینا! بیا بشمر غنیمت، این تماشا را
که عالم را چنین خرم نمیبینی به هرروزی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر زیبا، شاعر از زیباییهای بهار و نوروز سخن میگوید. او از صبح نوروزی و مناظر دلانگیز آن یاد میکند و به طراوات و تازگی طبیعت اشاره دارد. شاعر وصف میکند که چگونه نور خورشید، دریا و باغها را زیبا کرده و درختان شکوفه زدهاند. او نسیم ملایمی را توصیف میکند که یادآور محبوبش است و این حس شادابی و جوانی را به او القا میکند. همچنین، شاعر به حالت خوشایند بهشتمانند این فضا اشاره میکند که در آن همه چیز سرزنده و درخشان است و زیباییهای آن را با شور و شوق توصیف میکند. در پایان، او دعوت میکند تا از این نعمتها و زیباییها بهرهبرداری کنیم، چرا که هر روزی به این خرمی نخواهد بود.