نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۷ - دفاع از نوروزی نامه میرزاده عشقی

میرزاده عشقی / نوروزی نامه / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ندارم شکوه‌ای از عشق، در دل آتشی دارم

که من از پرتو این آتش است ار تابشی دارم

مبادا ای طبیب، اندر علاج من بیندیشی

که من حال خوشی، در سایه این ناخوشی دارم

بلی عشق است کآسایش رباید، از جهان لیکن

من اندر عین بی‌آسایشی، آسایشی دارم

نکردم پر ز آلایش، چو اسلاف، این سخن اما

بسی آسایش اندر آن، ز بی آلایشی دارم

نیم چون عصر ماضی، عارف از موهوم‌اندیشی

به خورد عصر حاضر، شکرلله دانشی دارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره عشق است. او از آتش عشق می‌گوید که در دلش شعله‌ور است و با وجود رنج و ناخوشی‌هایی که دارد، همچنان خوشی‌ای در این ناخرسندی می‌یابد. شاعر تأکید می‌کند که عشق ممکن است آسایش انسان را سلب کند، اما او در دل بی‌حالی، آسایش خاصی را تجربه می‌کند. او همچنین به تمایز خود با گذشتگان اشاره می‌کند و اذعان دارد که از پاکی و صداقت خود بهره‌مند است و در عین حال از دانشی که در عصر حاضر به دست آورده، قدردانی می‌کند.