فصل ۱۱۲ عینالقضات همدانی
عینالقضات همدانی / لوایح / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
در ابتدای عشق عاشق خام بود رؤیت محبوب از برای دفع آتش ولع بخواهد چون طاقت سوختن ندارد و قوت دل برداشتن ندارد و این خواست معشوق بود برای خود و در معنی این خود را خواستن بود و آنکه خود خواه بود نه بر راه بود چون کار بنهایت رسد خود را برای او خواهد و سخن در این گفته شده است آن را که در میدان سربازان سر گوی باید کرد و در خم چوگان قهر آورد او را از کجا رای خودخواهی بود یا پروای طلب شاهی بود.
در معرکه یلان تو سرباز
گر عاشق صادق تو سرباز
چون تیغ بلاش بر تو آید
از هستی خویشتن تو سرباز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در ابتدای عشق، عاشق هنوز نادان است و تنها به خاطر دوری از درد و خواستهاش به محبوب مینگرد. او توان تحمل سوختن در آتش عشق را ندارد و به همین دلیل خواسته او، خود را به محبوب نزدیک کند. در حقیقت، کسی که خودخواه است هیچگاه به حقیقت عشق نخواهد رسید و وقتی که به اوج عشق برسد، باید خود را برای محبوب فدا کند. در میدان جنگ، اگر عاشق واقعی است، باید مانند سرباز عمل کند و خود را فدای عشق کند.