نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

فصل ۱۱۷ عین‌القضات همدانی

عین‌القضات همدانی / لوایح

عشق راکب مرکب جانست اگرچه جان متصرف عالم ارکان است دل محل صفات عشق شود بدین نسبت عشق غیبی بود چون نفس او بحجب عزت خود محتجب است ذات و صفات او یک نقطه بیش نیست اگر عشق را تعلق بعالم حدوث بودی او را با اوصاف او تکثر بودی نه وحدت و اگر بقدم متعلق بودی وصف او زاید بودی بر ذات اما نه ذات بودی نه غیر ذات و او یک نقطه است بدین نسبت نه با عاشق آمیزد و نه در معشوق همانا معنی رابطۀ اوست که چون یکی بکشد دیگری بجنباند و این معنی در بیان نگنجد، ای برادر عشق نه معشوق است و نه عاشق با آنکه هم خود معشوق است و هم عاشق اگر نسبت بحدوث دارد نه عاشق است و نه معشوق واسطه است میان هر دو و اگر نسبت بقدم دارد هم عاشق است و هم معشوق و هم عشق.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

عشق در این متن به عنوان یک حقیقت عمیق و غیبی توصیف شده است که از یک طرف به معشوق و از طرف دیگر به عاشق ارتباط دارد. عشق، جان و روح راکب مرکب خود است و در واقع تجلی وحدت در تنوع و وجودهای مختلف است. اگر عشق به دنیای مادی تعلق داشته باشد، با ویژگی‌های گوناگون شناخته می‌شود و نه به عنوان یک واحد. عشق نه فقط عاشق است و نه تنها معشوق، بلکه ارتباطی عمیق میان آن‌هاست که نمی‌توان به آسانی آن را بیان کرد. عشق همزمان هم عاشق، هم معشوق و هم خود عشق است.