فصل ۱۲۸ عینالقضات همدانی
هر چند عز و کبریاست و مجد و بهاست و جباری و قهاریست و عظمت و بزرگواری در قسمت وصف معشوق بود و اضداد آن صفت عاشق و این بدان جهت است که سلطان عشق اثر خود را در عشاق ظاهر کند نه در معشوق زیرا که ساز عشق حسن معشوق است و ملاحت او که ملوح دام عشق است که عشق او را یعنی عاشق را بواسطۀ حسن معشوق صید کند پس قید کند اما عشق داد خود از معشوق بدان ستاند که حسن او را ملوح وار بردام وجود خود میبندد و این آن معنی است که عاشق و معشوق هر دو دربند عشقند اینجا معشوق دانۀ دام عشق میآید و عاشق صید، عجب آن مرغ قصد التقاط آن دانه میکند برای آنکه او را در خود بیابد و قوت او گردد و او خود قوت دانه میشود.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره رابطه عاشق و معشوق و طبیعت عشق صحبت میکند. در این رابطه، معشوق، زیبا و جذاب است و عاشق از زیبایی او الهام میگیرد. عشق بهعنوان نیرویی است که عاشق را به سوی معشوق میکشاند، و هر دو در دام عشق گرفتار شدهاند. عاشق در تلاش است تا از معشوق چیزی بگیرد و در عین حال، معشوق خود نیز به نوعی در دام عشق است. بهعبارتی، عشق دوطرفه است و هر یک به دیگری نیاز دارد؛ عاشق به زیبایی معشوق و معشوق به عشق عاشق. این تعامل باعث میشود که هر دو در این رابطه به یکدیگر پیوندی عمیق پیدا کنند.